هنر و عشق، آنها چیزهائی هستند که زندگی کردن را ارزشمند میکنند
هدف از هنر شستن خاک روزمرگی از روح ما است
~ پیکاسو
هنر چیزیست که به زندگی ارزش زنده ماندن را میدهد. بله، شما غذا دارید، سرپناه دارید. اما
چیزهائی که شما را میخنداند، گریه میاندازد، در ارتباط قرارتان میدهد، باعث میشود که عاشق شوید، همه از طریق هنر رسانه میشوند. آنها مخلفات نیستند.
~ باراک اومابا
ما هنر را داریم تا شاید از واقعیت زندگی نمیریم.
~ نیچه
بهترین آدمها دارای یک احساس زیبائی شناسی هستند، شجاعت ریسک کردن دارند، انظباط گفتن
حقیقت را دارند، ظرفیت فداکاری دارند. (ولی) بطور طعنه آمیز، فضیلت آنان
آسیب پذیرشان ساخته: اغلب زخم خورده هستند، بعضی اوقات داغون شده اند.
~ ارنست همینگوی، «کتاب وداع با اسلحه».
هدف حقیقی آموزش هنر لزوما تولید رقصنده ها یا هنرمندان حرفه ای تر نیست. هدف تولید
انسان های کاملتر که منتقدین متفکر باشند است، کسانی ک ذهن های کنجکاو دارند، که میتوانند زندگی های مفید پربار را پیشگام باشند.
~ کلی پولاک
هیچ کس به آشغالی به نام هنر ناب (هنر برای هنر) باور ندارد. در این لحظه ی دراماتیک جهان، هنرمند باید با ملت خود بخندد و بگرید.
~ فدریکو گارسیا لورکا
بدترین دشمن خلاقیت تردید بخود است.
~ سیلویا پلات
خلاقیت یعنی هوش در حال خوش گذرانی
~ آلبرت آینشتین
Art: Convexum Fluxus, 2024 . Created at Freshwater West, Pembrokeshire
by Jon Foreman- Sculpt The World
ویدیو صحبت های جان کلیز در مورد خلاقیت (به زبان انگلیسی)
ترجمه متن: خلاقیت تواناییای نیست که یا آن را داشته باشید یا نداشته باشید.
برای مثال ــ و شاید این موضوع شما را شگفتزده کند ــ خلاقیت مطلقاً هیچ ارتباطی با ضریب هوشی ندارد، البته به شرط آنکه فرد از حداقلی از هوش لازم برخوردار باشد.
اما مککینون در بررسی دانشمندان، معماران، مهندسان و نویسندگان نشان داد کسانی که از نظر همتایانشان خلاقتر شناخته میشدند، از نظر ضریب هوشی به هیچوجه با همکاران کمخلاقتر خود تفاوتی نداشتند.
پس تفاوت آنها در چه بود؟
مککینون نشان داد که افراد بسیار خلاق صرفاً توانایی این را پیدا کرده بودند که خود را در حالوهوایی خاص، در شیوهای ویژه از عمل کردن قرار دهند؛ حالتی که به خلاقیت طبیعی آنها اجازه میداد شکوفا شود.
در واقع، مککینون این توانایی ویژه را «توانایی بازی کردن» توصیف کرد.
او حتی افراد بسیار خلاق را در این حالت، کودکوار توصیف میکرد، زیرا آنها میتوانستند با ایدهها بازی کنند، آنها را کشف و بررسی کنند، نه برای هیچ هدف عملیِ فوری، بلکه صرفاً برای لذت؛ بازی برای خودِ بازی.
"هنرمند هرگز بازنشسته نمیشود. هنر، راه زیستن است و راهِ زیستن را پایانی نیست
~ هنری مور
آنچه میاندیشی، همان میشوی. آنچه احساس میکنی، جذب میکنی. آنچه تصور میکنی، خلق میکنی."
~ بودا
به فکر خلق هنر نباش، فقط انجامش بده. بگذار دیگران تصمیم بگیرند که خوب است یا بد، دوستش دارند یا از آن متنفرند.
در حالی که آنها در حال تصمیمگیری هستند، تو هنر بیشتری خلق کن.
~ اندی وارهول
لذتی كه نابغه از زيبایی میبرد و تسلی خاطری كه از هنر میيابد
و هیجانی كه از دیدن هنر و هنرمند در او پیدا میشود ،
همهی غم و اندوه زندگی را از یاد او خواهد برد.
اين جبران رنجی است كه از روشنبینی و تنهایی خود میبرد.
~ آرتور شوپنهاور
یک روشنفکر یک چیز ساده را بصورت سخت بیان میکند. یک آرتیست یک چیز سخت را بصورت ساده بیان میکند.
~ چارلز بوکوسکی
ما واقعاً این حس را داریم که هنر برای چیزی است. ما به هنر همچون ابزاری نگاه کردهایم ــ مانند نردبان یا سطل ــ که برای جبران ضعفها و بودنهای ذهن طراحی شده است.
~ آلن دوباتن
والاترین هدف هنر، الهامبخشیدن است. …
یک هنرمند باید مراقب باشد که هرگز به جایی نرسد که فکر کند به جایی (به مقصدی) رسیده است. شما همیشه باید متوجه باشید که در حالتی از تبدیل شدن دائمی قرار دارید.
امروز، در روز شاعر، به ما یادآوری میشود که هم شعر و هم نقاشی سفرهایی بدون مقاصد نهایی هستند. هر ضربه قلم، مانند هر بیت، قدمی به سوی تبدیل شدن به چیزی جدید است.
~ باب دیلن
خم نشو؛ رقیقش نکن؛ سعی نکن منطقیاش کنی؛ و روحت را مطابق مُد و زمانه ویرایش نکن. بلکه بیرحمانه از شدیدترین وسواسها و اشتیاقهای خود پیروی کن.
~ فرانتس کافکا
هنرمند باید زندگی کند که بتواند نقاشی کند، و نه اینکه نقاشی کند که بتواند زندگی کند.
~ چارلز وبستر هاثورن
این روزها تودههای عظیم مردم زندگی خود را در رخوتی کسلکننده و بیعشق میگذرانند. آدمهای حساس، این شیوهٔ غیرهنریِ زیستن را سرکوبگر و دردناک مییابند و از انظار کنار میکشند… من باور دارم آنچه کم داریم، شادی است.
~ هرمان هس
هنر برای تسلادادن به کسانی است که زندگی آنان را درهم شکسته است.
~ ونسان ونگوگ
نیچه میگوید: هنر و هیچ چیز جز هنر!
این است آن وسیلهی اصلی که زندگی را برای ما ممکن میسازد، آن جاذبهی بزرگ که ما را به زندگی متقاعد میکند. آن محرکهی
بزرگ زندگی.