[انسان اسیر احتمالات؛ پروفسور دیوید اشپیگل هالتر، آماردان بریتانیایی و عضو کالج چرچیل در کمبریج
مفهوم ۵۲! (۵۲ فاکتوریل)، به عنوان نموداری از ترکیبهای ممکن در یک سیستم محدود، به طرز قاطعی بر ماهیت تصادفی و گذرا بودن وجود انسانی تاکید مینماید. این حقیقت، که وجود ما صرفاً یک پیکربندی اتفاقی در میان طیف وسیعی از احتمالات است، به وضوح آشکار میگردد. همچون یک دست کارت که به صورت تصادفی از میان (بیشمار) آرایش ممکن انتخاب شده است، وجود ما بی اهمیتتر از یک رویداد تصادفی است. پذیرش این واقعیت تلخ، اگرچه ممکن است منجر به احساس پوچی و ناامیدی گردد، میتواند نوعی رهایی از بند توهمات وجودی و جستجوی معانی ساختگی را فراهم آورد. در این بستر گسترده از عدم قطعیت، شاید لذت بردن از تجربه حاضر و پذیرش گذرا بودن هستی، تنها رویکرد ممکن باشد. زیرا در نهایت، در برابر عظمت احتمالات، هیچ چیز به طور ذاتی معنادار نیست.
مترجم: علی قاسمی
Instagram link: ali_philosophy_fyz
نظر برتراندل راسل در باره با نفوذترین فیلسوف قرن بیستم
رواقیگری - Stoicism
رواقیون (شامل Seneca، Epictetus، Marcus Aurelius) چندین اصل مهم رو برای هماهنگی انسان با طبیعت و آرامش بیشتر او میدونستند: توقع سختی و ناملایمات در زندگی داشتن و حتی تمرین برای رویارویی با اونها؛
تشخیص این که ما روی چه چیزی کنترل داریم و روی چه چیزی کنترلی نداریم و تمرکز روی چیزهای تحت کنترل مون (ما روی افکار و رفتار خود کنترل داریم و نه روی وقایع بیرونی)؛ نگاه به زندگی خود از دوردست تا بهتر بتونیم
مسائل واقعأ مهم رو تشخیص بدیم و برای مسائل کم اهمیت غصه نخوریم و استرس نداشته باشیم؛ تمرکز روی قدمی که امروز میتونیم برداریم و فکر نکردن به گذشته یا آینده؛ و به یاد داشتن مرگ.
برای مطالعه بیشتر، کتاب «روزنگار رواقی گری» نوشته رایان هالیدی رو پیشنهاد میکنم. او همچنین کانال یوتیوبی به نام Daily Stoic به زبون انگلیسی داره که بسیار مفیده.
تصحیح: در دقیقه ۰۱:۵۲ باید گفته میشد که: ما بیشتر روی افکار و رفتار خود کنترل داریم و نه احساسات و رفتار خود
.
فاصله واقعی: تفاوت فاصله فیزیکی و فاصله اگزیستانسیال. فاصله یک اندازه گیری مکانی نیست.
درباره سخنران: قطبالدین صادقی نویسنده، کارگردان، بازیگر و استاد دانشگاه ایرانی است که آثارش عموماً با رویکردی فلسفی، اجتماعی و تاریخی شناخته میشوند.
او تحصیلات خود را در رشته تئاتر در فرانسه به پایان رساند و سالها در ایران به آموزش
و تولید آثار نمایشی پرداخته است. صادقی از چهرههای تأثیرگذار در تئاتر معاصر ایران است که همواره بر اندیشیدن، مسئولیت فرهنگی و اصالت هنر تأکید داشته است.
ما عادت کردیم از رنجهامون بگیم. از ظلمها، حملهها، و دردها.
اما دنیا برای این رنجها هیچ ارزشی قائل نیست. نه اشکهامون رو میفهمه، نه زاریهامون رو.
تنها چیزی که میفهمه، راهحله.
فردوسی، عرفان، هنر، ادبیات — اینها پاسخ ما به زخمهای تاریخ بودن.
راه استقلال، از دل «فکر» و «فرهنگ» میگذره، نه از تقلید و شکایت.
در این ویدئو درباره دو رکن اصلی استقلال صحبت میکنیم: فیلسوفان و فرهنگسازان.
آیا هنوز میشه با ادبیات و تفکر، سرنوشت رو تغییر داد؟
https://www.instagram.com/_nanoab
مهدی فیروزان: از زمان ناصرخسرو (کتاب اخلاق ناصری) دستورعمل زندگی ما همه آسمانی بوده و نه زمینی!
مباحثه بین نیچه و مولانا - تولید AI
۵ فیلسوف آلمانی در چند دقیقه!
چرا قرن ۱۹ استعدادهای فلسفی شکوفا شد؟
~ الن دو باتن
آلبرت کامو: انسان تنهاست حتی وقتی در جمع است
هویت ملی ایرانیان: در کانون تلاقی اندیشهها
از زمان آغاز ورود اندیشهٔ مدرنیته به ایران، تلاش برای بازتعریف هویت ایرانی به یکی از چالشهای بنیادین اندیشمندان، متفکران و سیاستمداران ایرانی تبدیل شده است. این تلاش، مسیری پرفراز و نشیب از اندیشهٔ روشنگرانه و تلاش برای تجدد آمرانه با هدف شباهت یافتن به غرب، تا انقلاب اسلامی و کوشش برای تعریفی از هویت ایرانی ذیل مفهوم اسلامی-امتی را پیموده است. در تمام این مسیر، ما درگیر اندیشهورزی برای پاسخ به معمای هویت ملی ایرانیان بودهایم.
مصطفی ملکیان در این باره به نکتهای ظریف اشاره میکند: اندیشهٔ ما از نقطهٔ صفر آغاز نشده است؛ بلکه بخش قابل توجهی از اندیشهٔ اسلامی، ریشههایی در شرق هند و غرب یونان دارد. برای مثال، عرفان و تصوف ایرانی تا حد زیادی وامدار آموزههای رواقیون و اندیشههای شرقی است؛ تفکراتی که از دل سنتهای هندی و ایرانی برخاسته و سپس در جهان اسلام تداوم یافتهاند.
اما نکتهٔ عمیقتر در تحلیل ملکیان، قرار گرفتن ایران در کانون جهان است؛ سرزمینی که مرزهای شرقیاش، آغازگر شرق و مرزهای غربیاش، دروازهٔ غرب بودهاند. ایران از دیرباز، نه فقط از منظر جغرافیا، بلکه از حیث ذهن، فلسفه و معنا، نقطهی اتصال شرق و غرب، شمال و جنوب بوده است.
اگر ایران را با این درک، یعنی محور تعادل و پیوند تمدنها، بازتعریف کنیم؛ درک ما از ژئوپلیتیک، سیاست و حتی هویت ملی دگرگون خواهد شد. ما در مرکز دیالکتیک اندیشهها قرار داریم، با هویتی منحصر به فرد و تاریخی. ما مرکز گفتوگوی تمدنها و اندیشهها هستیم.
این تعریف میتواند پاسخی به معمای چند صدسالهٔ هویت ملی مدرن ایرانیان باشد: کاشی رنگارنگ فرهنگهایی که ایران را شکل دادهان
.
دکتر مهدی گلشنی، استاد برجسته فلسفه علم و فیزیک، که بنیانگذار گروه فلسفه علم در دانشگاه صنعتی شریف و عضو فرهنگستان علوم ایران است، همواره بر اهمیت تلفیق علوم
انسانی با علوم مهندسی تأکید کرده است. او معتقد است که مهندسی صرفاً دانش فنی نیست و بدون درک عمیق ابعاد انسانی، اخلاقی و اجتماعی نمیتواند به توسعهای پایدار و متوازن منجر شود. دکتر گلشنی در سخنرانیها و مصاحبههای خود بارها تأکید کرده که تربیت مهندسان تنها با تسلط بر ابزارهای فنی کافی نیست و مهندسان باید با مبانی فلسفی و انسانی آشنا باشند تا بتوانند در مواجهه با چالشهای پیچیده اجتماعی و زیستمحیطی تصمیمات مسئولانه بگیرند. به همین دلیل، او بر ضرورت تغییر نگاه کلی به علوم انسانی و همکاری تنگاتنگ بین علوم انسانی و مهندسی تأکید دارد تا نسلی از مهندسان آگاه و مسئول تربیت شود که بتوانند نقش مؤثری در پیشرفت جامعه ایفا کنند. #علم #فیزیکدان #فیزیک #گیلان #درس