یوزف گورس (مترجم آلمانی شاهنامه): فردوسی معمار فرهنگ ایرانی است. قهرمانان شاهنامه هم چون شخصیت هایی هنرمند، سروده های فردوسی را رنگی از نقش و نگار بخشیده اند. اگرچه او برای سرودن منظومه بی مثالش رنج های زیادی را از سر گذرانده است، اما با این وجود افتخار دارد که با بهرهگیری از دانش، آگاهی و شعور، معمار فرهنگ ملی، ایرانی باشد. شاید یکی از مهم ترین ویژگی های بیانی فردوسی دعوت او به آرمان گرایی، ستم ستیزی، حکمت و اخلاق است. قهرمانان شاهنامه هر کدام با خلق زیباترین، دلنشین ترین و تاثیرگذارترین لحظات، یک صدا نوای آزادی و فضیلت های اخلاقی را بر زبان می رانند.
بی شک این شخصیت ها می توانند الگو و سرمشقی برای همه دوران ها باشند. فردوسی با توجه به زمانی که در آن می زیسته و نیز شرایطی که اثرش را به رشته نظم کشیده است، به خوبی ویژگی های ملی ایران زمین را بازتاب داده است. کم تر اثر ادبی را سراغ داریم که هم پای رعایت الگوها و بیان ادبی، مروج ارزش های اخلاقی و انسانی باشد. نمی توان منکر این شد که فردوسی وشاهنامه اش، فقط نقطه عطفی در عرصه ادبیات ایران نیست، زیرا با تاثیرگذاری بر نویسندگان، شاعران و نظریه پردازان غربی و اروپایی سبب خلق آثاری در دیگر نقاط جهان شده است که تا حد زیادی توانسته اند بدرخشند.
آن چه بیشتر شاهنامه پژوهان و شاعران شیفته اثر ارزشمند فردوسی، به عنوان ویژگی های منحصر به فرد به آن اشاره دارند، خردورزی، خویشتن شناسی، گذشت، همدلی و حرمت نهادن به مقام انسان است. فردوسی در شاهنامه یگانه اثر سترگ و ارزشمند خویش، غنای زبان فارسی را به بیانی شیوا، رسا و فصیح به نمایش می گذارد.
اگرچه فردوسی در شاهنامه از تاریخ سخن به میان می آورد اما در حقیقت او به این طریق، با بهره گیری از اسطوره های ملی و میهنی، با مخاطبش سخن می گوید. باید اذعان کرد که شاهنامه فردوسی، نمایه ای از هویت و فرهنگ ملی- میهنی ایران است. هر کدام از شخصیتهای داستان های شاهنامه به خصلتی اخلاقی آراسته اند. شاهنامه بیش از آن که داستان قهرمان پردازی باشد، آیینه تمام نمای حقیقت است.