banner

تعریف فرهنگ: گرامشی

bannerzz

فرهنگ، داشتن ذهنی مملو از دانسته‌ها نيست، بلكه توانايی ذهن ماست در درک زندگی، شناخت موقعيتی كه در آن قرار داريم و فهم روابطی كه با انسان‌های ديگر داريم.

كسی دارای فرهنگ است كه به خودآگاهی دست يافته و قادر به برقراری روابطی پايدار با تمام موجودات ديگر باشد. فرهنگ و فلسفه چيزهای يكسانی هستند. هر انسانی كم و بيش يک فيلسوف است: هرچه انسانيت بيشتری داشته باشد، فيلسوف‌تر خواهد بود. فرهنگ، فلسفه و انسانيت، همگی گزاره‌هايی قابل ارجاع به يكديگر هستند. بطوريكه هركه بخواهد، می تواند فيلسوف و با فرهنگ باشد؛ فقط كافيست با انسان‌ها زندگی كند، به عبارتی، در پی تفسير كنش‌های خود و ديگران در ذهن خويش باشد. چشم‌هايش را هميشه باز نگه دارد، و نسبت به همه چيز و همه كس كنجكاو باشد؛ برای فهم هرچه بيشتر ارگانيسمی كه به آن تعلق دارد، تقلا كند؛ با تمام نيروی آگاهی، شورمندی و اراده‌ی خود، بر زندگی تاثير بگذارد؛ هرگز سستی و كاهلی به خود راه ندهد، برای زندگی ارزشی واقعی قائل باشد، و با آمادگی كامل، هرجا كه نياز بود از زندگی دفاع و حتی آن را فدا كند. فرهنگ معنای ديگری ندارد.

~ یادداشتی از "آنتونیو گرامشی" (١٩١٦)

ترجمه: ماریا عباسیان



برگشت به صفحه جامع شناسی فرهنگ

برگشت به خانه