
اریک فروم روانکاو و فیلسوف آلمانی در کتاب (داشتن یا بودن؟) میگوید انسان امروزی در دنیایی زندگی میکند، که پر از امکانات ابزارها اطلاعات و کالاهاست، اما با وجود داشتن این همه، چیزی بسیار مهم را از دست داده، خودش را!
از نگاه فروم چرا انسان خودش را از دست دادهاست؟
1-زیستن در حالت «داشتن» به جای «بودن»
انسان مدرن بیشتر از آنکه زندگی را تجربه کند سعی میکند آن را مالک شود، او کتاب میخرد اما کمتر میخواند.
عشق را جستجو میکند اما بیشتر به رابطه به چشم دارایی نگاه میکند.
دنبال کار، خانه و جایگاه اجتماعی است اما اغلب نمیداند کیست.
2-هویت ساختگی و بیرونی
فروم معتقد است هویت انسان مدرن به جای درون از بیرون ساخته شده دیگران تعیین میکنند او چه کسی است. ارزش شخصی اش را با پول لباس ماشین یا تعداد دنبال کننده ها می سنجد.
3-جدا شدن از احساسات طبیعت و دیگران
فروم میگوید انسان مدرن رابطه ی طبیعی با خودش، با دیگران و با طبیعت را قطع کرده به جای ارتباط عمیق، بیشتر درگیر سطحی نگری و رقابت است.
4-توهم آزادی و پیشرفت
هر چند انسان امروزی احساس میکند آزاد است و پیشرفت کرده، اما در واقعیت اغلب دچار اضطراب، خستگی ذهنی و نارضایتی عمیق است، چون از خود واقعی اش فاصله گرفته است.
نتیجه گیری از دیدگاه فروم
اریک فروم هشدار میدهد که اگر انسان فقط به داشتن فکر کند و به «بودن» نپردازد، دچار نوعی بیگانگی با خویشتن میشود او باور دارد راه نجات انسان در دنیای امروز این است که:
- به درون خودش برگردد
- از روزمرگی فاصله بگیرد
- با خودش دیگران و طبیعت پیوند واقعی برقرار کند
- و زندگی را با آگاهی عشق و حضور تجربه کند.
این جمله یک دعوت است:
برگرد به خودت قبل از آنکه در میان چیزهایی که داری گم شوید!
