تاریخ جهان
در سال ۴۱۰ میلادی، تغییر بزرگی در بریتانیا در حال وقوع بود، چرا که قبایل ژرمن شروع به حمله کردند. این قبایل،
از جمله آنگلها، ساکسونها و جوتها، بسیاری از مردم بومی سلتیک را از خانه هایشان بیرون راندند. تصور کنید خانوادهها
وسایلشان را جمع میکردند و سرزمینی را که نسلها میشناختند ترک میکردند. این تهاجم منجر به تغییرات چشمگیری در جمعیت و فرهنگ بریتانیا شد،
زیرا تازه واردان در آنجا ساکن شدند و این سرزمین را مال خود کردند. این دوران پرآشوبی بود، اما زمینه ساز تاریخ پرباری شد که در پی آمد.
نکته جالب
اینجاست که نامهایی که
امروزه
برای ولز و مردم ولزی استفاده میکنیم، ریشه ژرمنی دارند. واژه «Wales» و
کلمه «Welsh» در واقع از یک واژه ژرمنی به معنای «خارجیها» گرفته شدهاند.
این نشان میدهد
که چگونه تعامل
بین فرهنگهای مختلف،
زبان و هویت این منطقه را شکل داد. اگرچه این تهاجمها برای بسیاری سخت بود، اما به بافت منحصربهفرد تاریخ بریتانیا کمک کرد که امروزه همچنان آن را گرامی میداریم!
امویان و عباسیان: دو سلسله بزرگ عرب که به شکلگیری تمدن کمک کردند
وقتی از امپراتوریهای بزرگ تاریخ جهان صحبت میشود، سلسلههای امویان و عباسیان شایسته آن هستند که در صدر این فهرست قرار گیرند. اینها صرفاً خاندانهای حاکمی نبودند که قدرت را پس از فتوحات اولیه اسلامی به ارث برده باشند؛ بلکه دولتساز، سازماندهندگان سرزمینهای وسیع، حامیان علم و دانش، و نیروهایی بودند که به پیوند خاورمیانه، شمال آفریقا، آسیای مرکزی و بخشهایی از اروپا در قالب یکی از تأثیرگذارترین حوزههای تمدنی تاریخ کمک کردند.
دوران امویان: فتوحات و تحکیم امپراتوری
سلسله امویان ابتدا از سال ۶۶۱ تا ۷۵۰ میلادی با پایتختی دمشق حکومت کرد. این سلسله پس از پایان خلافت راشدین ظهور کرد و دولت نوپای اسلامی را به یک سیستم امپراتوری عظیم تبدیل نمود. تحت فرمانروایی امویان، سپاهیان عرب-مسلمان با سرعتی شگفتآور پیشروی کردند. قلمرو آنها در غرب در سراسر شمال آفریقا و به داخل شبهجزیره ایبریا گسترش یافت، جایی که نیروهای مسلمان در سال ۷۱۱ میلادی وارد اسپانیای امروزی شدند. در شرق نیز توسعهطلبی امویان به آسیای مرکزی از جمله سرزمینهای ماوراءالنهر و بخشهایی از شبهقاره هند، بهویژه سند رسید. امویان در اوج قدرت خود، بر یکی از بزرگترین امپراتوریهایی که جهان تا آن زمان به خود دیده بود حکومت میکردند؛ قلمروی که از دروازههای اقیانوس اطلس در غرب تا مرزهای هند و آسیای مرکزی در شرق امتداد داشت.
آنچه امویان را تا این حد بااهمیت ساخت، تنها سرزمینهای فتحشده نبود، بلکه دولتی بود که بنا نهادند. آنها یک جنبش مذهبی-سیاسیِ بهسرعت در حال رشد را به یک امپراتوری سازمانیافته همراه با فرمانداران، سیستمهای مالیاتی، ضرب سکه، تشکیلات نظامی و معماری باشکوه تبدیل کردند. زبان عربی بهتدریج به زبان اداری در بخش وسیعی از امپراتوری تبدیل شد و به متحد کردن سرزمینهایی که پیش از آن با سیستمهای بیزانسی و ساسانی اداره میشدند، کمک کرد. این یک نقطه عطف بزرگ در تاریخ بود. عربیسازی دستگاه اداری به ایجاد یک فرهنگ امپراتوری مشترک کمک کرد که ایالات دوردست را به هم پیوند میداد و رواج زبان عربی را به عنوان یکی از زبانهای بزرگ تمدن تقویت میکرد.
امویان همچنین ردپای ماندگاری بر معماری و زندگی شهری بر جای گذاشتند. یکی از بزرگترین دستاوردهای آنها «قبةالصخره» در اورشلیم (بیتالمقدس) بود که در اواخر قرن هفتم تکمیل شد و یکی از مشهورترین بناهای تاریخی در تاریخ اسلام است. آنها همچنین بانی ساخت مسجد جامع دمشق شدند که به یکی از شاهکارهای معماری اولیه اسلامی تبدیل شد. در دوران آنها، سبک هنری و معماری متمایزِ امپراتوری اسلامی که ترکیبی از تأثیرات عربی، بیزانسی، ایرانی و محلی بود، شروع به شکلگیری کرد. از این حیث، امویان صرفاً فاتح نبودند، بلکه بنیانگذاران یک تمدن امپراتوری به شمار میرفتند.
با این حال، امویان بحثبرانگیز نیز بودند. منتقدان، امپراتوری آنها را بیش از حد عربمحور میدانستند و مسلمانان غیرعرب (موالی) گاهی اوقات در نظم سیاسی موجود احساس حاشیهنشینی میکردند. تنشها بر سر قدرت، تبار، مالیات و مشروعیت مذهبی سرانجام به یک انقلاب دامن زد. در سال ۷۵۰ میلادی، امویان توسط عباسیان سرنگون شدند؛ سلسلهای که خود را از نوادگان العباس، عموی پیامبر اسلام (ص) میدانست. این رویداد فراتر از تغییر حاکمان بود و انتقال مرکز ثقل جهان اسلام را رقم زد.
دوران عباسیان: عصر طلایی دانش و فرهنگ
سلسله عباسی که از سال ۷۵۰ تا ۱۲۵۸ میلادی به عنوان خط اصلی خلافت در بغداد حکومت کرد، امپراتوری را در مسیر متفاوتی پیش برد. در حالی که امویان به فتوحات و تحکیم امپراتوری شهره بودند، عباسیان به خاطر دانش، ادبیات، علم، جهش اداری و شکوه فرهنگی به شهرت رسیدند. پایتخت جدید آنها، بغداد، که در قرن هشتم پایهگذاری شد، به یکی از بزرگترین شهرهای روی زمین بدل گشت. بغداد تنها یک پایتخت سیاسی نبود، بلکه مرکز تجارت، آموزش، ترجمه، فلسفه، ستارهشناسی، پزشکی، ریاضیات و ادبیات بود.
تحت حکومت عباسیان، جهان اسلام وارد دورانی شد که بسیاری از مورخان آن را «عصر طلایی» توصیف میکنند. دانشمندانی که به زبان عربی کار میکردند، متونی را از سنتهای یونانی، ایرانی، هندی و دیگر فرهنگها ترجمه و حفظ کردند. این نهضت ترجمه یک نسخهبرداری ساده نبود؛ متفکران دوران عباسی دانش را گسترش دادند، ایدههای پیشین را نقد کردند و آثار اصیلی تولید کردند که بعدها بر تمدنهای دیگر از اسپانیا تا هند و در نهایت بر اروپای قرون وسطی و رنسانس تأثیر گذاشت. در ریاضیات، جهان عباسی به توسعه و انتقال جبر، ارقام هندی و روشهای پیشرفتهتر محاسباتی کمک کرد. در ستارهشناسی، دانشمندان مدلهای سیارهای، رصدخانهها و زیجها (جدولهای نجومی) را اصلاح کردند. در پزشکی، پزشکان آثار دایرةالمعارفی بزرگی تالیف کردند، مشاهدات بالینی را ارتقا دادند و به حفظ و بهبود سنتهای پزشکی باستان کمک نمودند. در جغرافیا، ادبیات، فلسفه و شیمی نیز دانشمندان عصر عباسی دستاوردهایی داشتند که طنین آن قرنها باقی ماند.
عباسیان همچنین از حکمرانی بر جهانی که در میان شاهراههای تجاری بزرگ قرار داشت، بهرهمند شدند. سرزمینهای آنها دریای مدیترانه، خلیج فارس، شرق آفریقا، آسیای مرکزی، هند و چین را به هم متصل میکرد. کالاها، ایدهها، فناوریها و مردم در چنان مقیاسی در قلمرو عباسی جابهجا میشدند که شهرهایی چون بغداد، بصره، سامرا و دیگر شهرها را به چهارراههای جهانی تبدیل کرد. به عنوان مثال، تکنیکهای کاغذسازی در این دوران در جهان اسلام به طور گستردهتری رواج یافت و به شکوفایی آموزش و ثبت اسناد کمک کرد. کتابخانهها، مدارس، دانشمندان، بازرگانان، فقیهان و شاعران همگی در این محیط مورد حمایت قرار گرفتند.
از نظر سرزمینی، عباسیان اولیه بیشتر بخشهایی را که امویان در خاورمیانه، شمال آفریقا و بخشهایی از آسیا بر آن حکومت کرده بودند به ارث بردند، اگرچه با گذشت زمان سلسلههای محلی مستقلتر شدند. عباسیان مانند امویان تمرکز سرسختانهای روی فتوحات نداشتند. شهرت آنها بیشتر ناشی از اداره، یکپارچهسازی و غنای فکری سرزمینهایی بود که پیش از آن به قلمرو اسلامی درآمده بودند. حتی زمانی که فروپاشی سیاسی کنترل عباسیان را تضعیف کرد، اعتبار خلافت عباسی همچنان بسیار بزرگ باقی ماند. فرهنگ دربار، دانش و سنتهای اداری آنها برای قرنها بر امپراتوریهای مسلمان بعدی تأثیر گذاشت.
تقابل و میراث
تضاد میان این دو سلسله جذاب است. امویان سلسله توسعهطلبی، شکلدهی به امپراتوری و یکپارچگی سیاسی بودند. عباسیان سلسله شکوفایی فکری، فرهنگ چندملیتی (جهانوطنی) و دستاوردهای علمی بودند. یکی چارچوب امپراتوری را ساخت و دیگری به تبدیل آن امپراتوری به یکی از بزرگترین مراکز تمدن در تاریخ جهان کمک کرد. آنها در کنار یکدیگر به گسترش شهرها، شبکههای تجاری، سنتهای حقوقی، ادبیات، علم، معماری و زبان در منطقهای پهناور کمک کردند.
میراث آنها هنوز هم امروزه حس میشود. زبان عربی که آنها به ارتقای آن کمک کردند، به یکی از حاملان بزرگ دانش جهانی تبدیل شد. شهرهایی که ساختند و دگرگون کردند به مراکز حافظه و هویت بدل گشتند. آثار علمی و فلسفی تولید شده تحت حمایت آنها به حفظ دانش باستان و انتقال آن به تمدنهای بعدی کمک کرد. سبکهای معماری آنها زبان بصری تمدن اسلامی را شکل داد. حکومت آنها همچنین نقشه منطقه آفرو-اوراسیا را تغییر داد و مناطقی را که اغلب به حوزههای امپراتوری رقیب تقسیم شده بودند، به هم پیوند داد.
درک امویان و عباسیان، به معنای درک بخش بزرگی از چگونگی ساخته شدن جهان قرون وسطی است. این سلسلهها صرفاً بر سرزمینهای مسلمان حکومت نکردند؛ آنها تاریخ سیاسی، فرهنگی و فکری بخش بزرگی از جهان باستان را بازنویسی کردند. ارتشهای آنها سرزمینها را فتح کردند، اما میراث عمیقتر آنها در تمدنهایی نهفته است که به ساختنشان کمک کردند.
ساختار اجتماعی مصر باستان به صورت یک سلسلهمراتب هرمیشکل سازماندهی شده بود:
فرعون،
مقامات حکومتی،
نجبا (اشراف)، کاهنان،
سربازان،
کاتبان،
بازرگانان،
پیشهوران (صنعتگران)،
کشاورزان و بردگان.
"شهر Deadwood در ایالت داکوتا، آمریکا در دو فاصله زمانی نه چندان زیاد.
۶ ژوئیه ۱۹۳۶، جاده ۶۶ (Route 66)، نیومکزیکو. این مارتا ایوانز ۳۲ ساله است. او سه روز بود که پیادهروی میکرد.
همسرش در ماه مه در اوکلاهما بر اثر بیماری سل درگذشته بود.
مزرعهشان مصادره شده بود.
او شش فرزندش و یک واگن اسباببازی رادیو فلایر (Radio Flyer) را برداشت و به سمت غرب، یعنی کالیفرنیا، به راه افتاد. دوقلوهای داخل واگن ۱۱ ماهه بودند.
پسرهایی که پیاده راه میرفتند ۶، ۵، ۴ و ۳ ساله بودند. لباسش با سیم خاردار پاره شده بود. پایش زخم و عفونی شده بود و او آن را با یک گونی خوراک دام بسته بود.
۱.۶۰ دلار در جیبش داشت. عکاسی از «اداره اسکان مجدد» آنها را دید و کنار زد. او به مارتا پیشنهاد داد که آنها را برساند. مارتا قبول نکرد. او گفت اگر الان سوار ماشین شود، بچهها از آن به بعد هر بار که خسته شدند،
انتظار ماشین خواهند داشت. او نامش را به عکاس داد و به راه خود ادامه داد.
این عکس در روزنامههای سراسر کشور چاپ شد. کمکهای مالی به یک صندوق پستی در بارستو سرازیر شد. او ۲۰۰ دلار و یک بلیط اتوبوس دریافت کرد.
او خودش را به بیکرزفیلد رساند و به انگورچینی مشغول شد. هر شش فرزند او زنده ماندند. سه نفر از آنها به دانشگاه رفتند.
مارتا در سال ۱۹۷۸ درگذشت. آن واگن اکنون در موسسه اسمیتسونین نگهداری میشود.
اسپارتها طبقه جنگجویان نخبه در شهر-دولت یونان باستان، یعنی اسپارت، بودند.
فرار از میدان جنگ برای اسپارتیان بدترین ننگ بود. وقتی جوانان اسپارت به نبرد میرفتند مادرانشان به آنها میگفتند:«پسرم! بر سپر یا با سپر» یعنی یا کشته شو تا جسدت را بر روی سپرها بیاورند و یا پیروز شو و با سپر برگرد.
نقاشی زن اسپارتی به دست فرزندش سپر میدهد، اثر ژان ژاکوس