banner

گفتاورد روشنفکری

  1. این روشنفکر نیست که باید با جامعه همراه گردد، بلکه این جامعه است که با تلاشِ روشنفکران به مرور باورهای نادرستِ خویش را زدوده و با روشنفکران همراه می‌گردد.
    برتراند راسل
  2. ……

  3. وانگهی گویا چالشِ پیشِ روی روشنفکری لائیک، درست پیامدِ روشنفکری باشد. روشنفکر حق ندارد به بهانه‌ی مصلحت یا از دست نرفتنِ آرامشِ مردمان، با دینِ جامعه‌ی خویش همراهی کند.
  4. ناشناس

    ……

  5. روشنفکری اساساٌ با شک آغاز می‌شود. یعنی شک‌کردن و نقدکردن، ماهیت و موضوع روشنفکر واقعی است. او با بیدارکردن شک می‌کوشد تا پایه‌های یقین را در جامعه استوار کند. در واقع برای یک روشنفکر واقعی، شک‌کردن تنها مسئله‌ای است که در آن شک نیست.
  6. برتراند راسل

    ……

  7. روشنفکری یعنی درهم شکستن سلطه دینخوئی و روزمرگی.
  8. آرامش دوستار

    ……

  9. انسان‌ها بیش از هر چیز دیگر، از اندیشیدن وحشت دارند، بیش از فقر، حتی بیش از مرگ.
    «اندیشه» انقلاب می‌کند، از تخت به زیر می‌کشد و نابود می‌سازد.
    امتیازات دروغین، سنن و عرف جوامع، و عادات راحت طلبانهٔ انسان‌ها را، بدون ذره‌ای رحم، از دم تیغ می‌گذراند.
    هیچ قانونی را به رسمیت نمی‌شناسد؛ آنارشیست است. مراجع قانونی را به پشیزی نمی‌انگارد و بر خرد کهن نیز وقعی نمی‌نهد.
    اندیشه به سادگی در گودال جهنم می‌نگرد و هراسی او را فرا نمی‌گیرد.
    بشر، لکه کوچکی مغروق در ژرفای بی پایانی از سکوت است؛ اندیشه این را می‌بیند و با این حال، غرورمندانه خود را به نمایش می‌گذارد، گویی ارباب کائنات است.
    «اندیشه» چالاک، آزاد و عظیم است، یگانه روشنایی این جهان و بزرگ‌ترین مایه فخر بشر.
    برتراند راسل

    ……

  10. نابینائی در شب تاریک چراغی در دست و سبوئی بر دوش در راهی می رفت. فضولی به وی رسید و گفت: ای نادان! روز و شب پیش تو یکسانست و روشنی و تاریکی در چشم تو برابر، این چراغ را فایده چیست؟ نابینا بخندید و گفت: این چراغ نه از بهر خود است، از برای چون تو کوردلان بی خرد است، تا به من پهلو نزنند و سبوی مرا نشکنند.
    حال نادان را به از دانا نمی داند کسی
    گرچه دردانش فزون از بوعلی سینا بوَد
    طعن نابینا مزن ای دم ز بینائی زده
    زانکه نابینا به کار خویشتن بینا بود
  11. «بهارستان جامی»

    ……

  12. با طغیان، آگاهی زاده می‌شود. ~ آلبر کامو
not seen London

Shamloo

Voltaire

Voltaire
روشنفکر آن است که ذهنش مغزش را مینگرد.
در جای دیگر کامو میگوید: با طغیان، آگاهی زاده می‌شود.

~ آلبر کامو




Leo Tolstoy
آزاداندیشان آن کسانی هستند که تمایل دارند به استفاده از ذهنشان بدون پیش داوری و بدون ترس از فهمیدن چیزهائی که در تقابل است با آداب و رسوم، امتیازاتشان و یا اعتقاداتشان. چنین وضعیت ذهنی رایج نیست، ولی اساسی است برای اندیشیدن درست.
لئو تولستوی


Carl Hilly

rationality
یک خردگرا خیلی ساده کسی است که برای او مهمتر است که یاد بگیرد تا آنکه ثابت کند که درست میگوید.


rationality
فراوانی دانش به آدم ها آموزش فرزانگی نمیدهد.


rationality
برعکس توده ها، روشنفکران ذوق خردورزی و علاقه به حقایق (داده ها) دارند. عادت نقدگرانه ذهنشان آنان را در پروپاگاندائی که بر روی اکثریت موثر است مقاوم میکند.


aghideh pouya

roshangari

intelligence
شما باید همیشه مایل باشید که واقعاً شواهدی را که با باورهای شما در تضاد است در نظر بگیرید و احتمال اشتباه خود را بپذیرید. هوش دانستن همه چیز نیست، بلکه توانایی به چالش کشیدن هر چیزی است که می دانید.


role of intellectuals
نقش روشنفکران به چالش کشیدن قدرت است و نه خدمت به آن.


Noam Chomsky
مسئولیت روشنفکران در بیان حقیقت و افشاء کردن دروغ هاست.

~ نوام چامسکی



Bukowski.jpg
یک روشنفکر یک چیز ساده را به شکلی سخت بیان میکند. یک هنرمند یک چیز سخت را بشکلی ساده بیان میکند.»

~ بوکوسکی



Michel Foucault
«نقد به این معنا نیست که بگوییم امور به شکلی که هستند خوب نیستند. نقد به این معناست که ببینیم چه نوع فرض‌هایی، چه تصورات آشنایی، و چه راه‌های فکری تثبیت‌شده و نادیده‌ گرفته‌ شده‌ای، مبنای شیوه‌های پذیرفته‌شده است … انجام نقد به معنای سخت‌تر کردن اقداماتی است که اکنون خیلی آسان هستند.»

~ میشل فوکو



nietzsche
ماریٍ که نمی‌تواند پوستش را عوض کند، باید بمیرد. همچنین ذهن‌هایی که از تغییر نظرشان بازداشته می‌شوند: آن‌ها دیگر ذهن نیستند.

~ نیچه



nietzsche
کسی که نمی‌تواند افکارش را در یخ نگه دارد نباید در داغی بحث وارد شود. حکمت خواستار خودداری است.
توضیح: ذهن‌های داغ آشفته‌گی به وجود می‌آورند، نه وضوح. نیچه هشدار می‌دهد که تنها کسانی که بر احساسات تسلط دارند شایسته‌ی بحث هستند، زیرا عقل در آتش اشتیاق ذوب می‌شود. خودکنترلی پیش‌نیاز درک واقعی است.

~ نیچه



هما ناطق و ساعدی
هما ناطق: دکتر ساعدی یک حرفِ خیلی قشنگی داره، میگه در این انقلاب همۀ ما استریپ تیز کردیم. و این یک واقیّعته، این انقلاب به ما نشان داد در واقع که ما آزادیخواه نبودیم، برایِ خاطرِ اینکه شما نگاه بکنید امروز به دانشنامه ها یا روزنامه هایی که آزادانه تمامِ این احزاب، چپ و راست و این وَر و اون وَر در میآرند، اینها همه دشنام نامه است علیهِ دیگری. هیچ …


برگشت به صفحه روشنفکری

برگشت به خانه