banner

فکر چیست؟

مارتین هایدگر

بهروز رضائی منش. ۱۴ بهمن ۱۴۰۳

ما اندیشه نمی کنیم و اندیشیدن را نمی‌دانیم. در واقع ما دچار "فقر تفکر" هستیم. آن‌چه که عموم مردم از بی‌سواد و عامی تا استادان و محققان انجام می دهند گردآوری اطلاعات است خواه در ذهن خواه در جایی دیگر. بعضی‌ها حجم زیادی از کتاب‌های گوناگون را گردآوری و گروهی واقعا همه‌ی آن‌ها را خوانده‌اند و به اصطلاح تبدیل به یک "کتابخانه‌ی سیار" شده‌اند. گفته‌اند که معمولا آنانی به مقام مرجعیت تقلید می رسند که حافظه‌ای بسیار قوی‌تر از بقیه دارند. "ذهنی آینه‌ای" دارند. هر چه را که در مقابل دیدگانشان می‌نهند عکس آن در ذهن و حافظه اشان ذخیره می‌شود. و به هنگام امتحان دادن یا سخن گفتن عین آن‌ها در نظر گرفته می‌نویسند یا می‌گویند. درهرحال، آن‌ها متفکر نیستند.

آیا سقراط حجم زیادی از اطلاعات را از روی کتاب‌ها و رساله‌ها و سخنان شنیده شده در بر داشت؟ او قطعا حجم زیادی از نوشته‌ها را نخوانده بود. درحالی که، او تفکر می‌دانست. آلفرد وایتهد گفته است که همه‌ی تاریخ فلسفه‌ی غرب، حاشیه‌ای بر سقراط است.

امروزه هر کس که ذهنش حجم زیادی از اطلاعات را انباشته کند دانشمند قلمداد می شود. همچنین امروزه به کسی که توانایی انباشت اطلاعات دارد دانشمند گویند. حال آنکه انباشت اطلاعات تخصصی تفکر نیست. بنابراین کار و وظیفه‌ی نظام‌های آموزشی در کلیه‌ی سطوح و مقاطع ضایع سازی و اتلاف عمر دانش‌آموزان و دانشجویان است. زیرا نه معلمان و استادان و دانش‌آموزان و دانشجویان تفکر نمی‌دانند. مقالات و کتاب‌ها و پایان نامه ها و رساله‌ها چیزی جز انباشت اطلاعات نظامند و روشمند نیست. و روشمندی و نظام‌مندی تفکر نیست. بل‌که سیستم سرعت بخشیدن به امور است. تفکر سرعت بخشیدن نیست. این است که دانشگاه دانشکاه و لذا مبتذل شده است. بنگاهی تجاری شده است. همه چیز در آن جاری است الا حقیقت! و تعهد به حقیقت. تفکر مشغول کردن ذهن به اطلاعات نیست.

اگر مشغولیت ذهن تفکر نیست، پس تفکر چیست؟

پرداختن به طبیعت، تکنولوژی، جامعه، سیاست، اقتصاد، مدیریت، روانشناسی، دانش‌های فنی و مهندسی و پزشکی و فقه و حقوق و... همگی انباشتن ذهن از اطلاعات است که به آن علم (Science) گفته می شود.

تفکر عمل فهمیدن است

به نظر هايدگر تفکر عمل اندیشیدن و تفکر کردن است و این کاری است که سیستم‌های آموزشی به آن نمی پردازند.

پرداختن به این که تفکر چیست و چگونه عمل و تجربه‌ای است و چه چیزی ما را به تفکر یا عمل و تجربه‌ی تفکر وامی‌دارد ، همان تفکر است. تفکر است که ما را به تفکر می‌خواند. و مشغول به کار فکر شدن تفکر است. تفکر چیزی که در فرآیند تفکر حاصل می‌شود. یعنی تا پا در راه فکر کردن ننهی، تفکر آغاز نمی‌شود. و آن‌چه که در راه و عمل و تجربه و فرایند تفکر حاصل می‌شود همان تفکر است. هایدگر معتقد است که هدف و غایت در این کار هیچ اهمیتی ندارد. زیرا این راه اساسا پایانی ندارد.

از نظر هایدگر، فلسفیدن اصیل، تفکر و تشکر نیز هست؛ یعنی گشودگی وجودی به سوی پاسداری از حقیقت بودن. اما تاریخ متافیزیک، تاریخ ِ فراموشی این حقیقت است. این فراموشی تاریخی اکنون به غلبه پوزیتیویسم تکنوکراتیک ختم شده است. در این وضعیت، تفکر به نظامی از کارایی، خود-اعمال‌گری، سلطه و امنیت استحاله شده است. در حالی که تفکر همانا پرسش‌گری در باب حقیقت بودن است. 



برگشت به صفحه روشنفکری

برگشت به خانه