
تاجر کوساجی می گفت که: من وقتی در اصفهان بودم روزی در کوچه ای میگذشتم زنی آراسته پیش من آمد و گفت که ای برادر از اهل کدام ولایتی؟ گفتم از اهل کاشانم گفت؛ آباد شود کاشان که جوان های خوب از او بیرون می آید . بعد از من پرسید که آیا شما زن دارید؟ من به خیال آنکه این زن عاشق من شده است گفتم زن نگرفته ام. گفت تو را به خدا قسم می دهم که اگر زن نگرفته ای زن مگیر. گفتم چرا. گفت که نمیخواهم نسل مثل تو بد صورتی در روی زمین باقی باشد که نسل تو هیچ به آدم شباهت نخواهد داشت!
بن مایه؛ ریاض الحکایات
نگارش؛ آیت الله العظمی ملا حبیب الله شریف کاشانی
