banner
درباره ولتر

عظمت ولتر

«او هم‌دوره‌ی یکی از بزرگ‌ترین سده‌ها بود (۱۶۹۴ تا ۱۷۷۸) و روح و جوهره‌ی همان سده به شمار می‌رفت. ویکتور هوگو گفت: “نام بردن از ولتر یعنی توصیف تمام قرن هجدهم.” ایتالیا رنسانس داشت و آلمان اصلاح دینی، اما فرانسه ولتر را داشت؛ او برای کشورش هم رنسانس بود و هم اصلاح دینی، و نیمی از انقلاب. او شک‌گرایی ضدعفونی‌کننده‌ی مونتنی و طنز سالم و زمینی رابله را ادامه داد؛ او با خرافه‌پرستی و فساد وحشیانه‌تر و مؤثرتر از لوتر یا اراسموس، کالوَن یا ناکس یا ملانکتون جنگید؛ او به ساختن باروتی کمک کرد که میرا‌بو و مارا، دانتون و روبسپیر با آن رژیم کهن را منفجر کردند. «اگر مردمان را بر پایه‌ی آنچه کرده‌اند بسنجیم،» لامارتین گفت، «آنگاه ولتر بی‌چون‌وچرا بزرگ‌ترین نویسنده‌ی اروپای مدرن است... تقدیر به او هشتاد و سه سال عمر داد تا بتواند آهسته‌ آهسته عصرِ پوسیده را تجزیه کند؛ او فرصت داشت با زمان بجنگد؛ و هنگامی که فرو افتاد، پیروز بود.» نه، هرگز نویسنده‌ای در دوران زندگی خود چنین نفوذی نداشته است. با وجود تبعید، زندان، و جلوگیری از انتشار تقریباً تمام کتاب‌هایش به دست کارگزاران کلیسا و دولت، او بی‌امان راهی برای حقیقت خود گشود، تا آنکه سرانجام پادشاهان، پاپ‌ها و امپراتورها به او تمکین می‌کردند، تخت‌ها از او می‌لرزیدند و نیمی از جهان گوش می‌سپرد تا هر سخنش را بشنود. آن روزگار، روزگاری بود که بسیاری چیزها محتاج ویرانگری بودند. «باید شیرهای خندان بیایند»، نیچه گفت؛ خوب، ولتر آمد و «با خنده نابود کرد».
منبع: «داستان فلسفه» اثر ویل دورانت.


ولتر (زادهٔ ۲۱ نوامبر ۱۶۹۴، پاریس، فرانسه — درگذشتهٔ ۳۰ مه ۱۷۷۸، پاریس) یکی از بزرگ‌ترین نویسندگان تمام تاریخ فرانسه بود. هرچند امروز تنها بخشی از آثار او همچنان خوانده می‌شود، اما او همچنان در سراسر جهان به‌عنوان یک مبارز شجاع علیه استبداد، تعصب و بی‌رحمی شناخته می‌شود. آثار ولتر با تکیه بر توانشِ انتقادی،‌ ذکاوت و طنز تند خود، ایده‌آلِ پیشرفت را نیرومندانه ترویج می‌کنند؛ ایده‌آلی که مردمِ همه‌ی ملت‌ها همچنان به آن پاسخ مثبت داده‌اند. زندگی طولانی او سال‌های پایانی کلاسیک‌گرایی و آستانهٔ دوران انقلاب را دربرمی‌گرفت؛ و در این عصرِ گذار، آثار و کنش‌های او بر مسیری که تمدن اروپایی در پیش گرفت تأثیری چشمگیر گذاشت.



برگشت به صفحه نویسندگان خارجی

برگشت به خانه