
هر چه که اتفاق بیفتد، زنده بمان.
قبل از اینکه مرده باشی، نمیر.
خودت را گم نکن، امید را از دست نده، جهت را گم نکن. زنده بمان، با خودت، با هر سلول بدنت، با هر الیاف پوستت. زنده بمان، یاد بگیر، مطالعه کن، فکر کن، بخوان، بساز، اختراع کن، خلق کن، صحبت کن، بنویس، رویا ببین، طراحی کن. زنده بمان، درونت زنده بمان، بیرون هم زنده بمان، خودت را با رنگهای دنیا پر کن، خودت را با آرامش پر کن، خودت را با امید پر کن. با شادی زنده بمان. تنها چیزی که نباید در زندگی هدر بدهی، خود زندگی است …
«معتقدم اگر شعرِ خوبی یا رمانِ خوبی بخوانی، چیزی از آن در وجودِ تو میماند، در وجدان تو، در شخصیت تو میماند و از راههای مختلف به تو کمک میکند. به نظر من این فکر حساسیت آدم و تخیل او را تقویت میکند و نوعی حس انتقاد نسبت به جهانی که در آن زندگی میکند بهوجود میآورد. این گریزناپذیر است، اگر مدتی در جامعهای کامل و بینقص و منسجم که در فضای آن همهچیز یکدست و پیوسته است، زندگی کنید و بعد به دنیای واقعی برگردید، چارهای جز مقایسهی این دو ندارید؛ و بعد به این نتیجه میرسید که دنیای واقعی بهمراتب حقیرتر و فقیرتر از دنیای عظیمی است که نویسندگان بزرگ خلق میکنند. یعنی مقایسه، حس انتقاد تو را نسبت به دنیای واقعی تشدید میکند و بهتر است در مقابل وسوسهی رفعورجوعِ مساله، مقاومت کنی. جامعهای که خوب میخواند و استعداد آفرینشِ ادبیاتِ خوب را دارد، فریب دادن این جامعه بسیار دشوارتر از جامعهای مرکب از افراد جاهل است.»
دعوت به تماشای دوزخ گزیده و ترجمهی عبدالله کوثری #خورخه ماریو پدرو بارگاس یوسا (زادهی ۲۸ مارس ۱۹۳۶ – درگذشته ۱۳ آوریل ۲۰۲۵)
