banner

خدیجه زرگر

خدیجه زرگر
وقتی درباره رابطه جنسی صحبت می‌کنیم اغلب ذهن ما به سمت بدن می‌رود به لمس، بوسه، جذابیت ظاهری و آنچه میان دو نفر در لحظه صمیمیت اتفاق می‌افتد فکر می‌کنیم اما واقعیت این است که مهم‌ترین عضو جنسی انسان نه پوست است و نه اندام‌های جنسی، بلکه مهم‌ترین عضو جنسی انسان مغز اوست میل جنسی از ذهن آغاز می‌شود در تخیل رشد می‌کند و از طریق احساسات، تصاویر ذهنی، خاطرات و کلماتی که میان دو نفر رد و بدل می‌شود جان می‌گیرد به همین دلیل است که گاهی یک جمله می‌تواند اشتیاقی را بیدار کند که هیچ لمس فیزیکی قادر به ایجاد آن نبوده و گاهی یک سکوت طولانی می‌تواند رابطه‌ای را سرد کند که از نظر جسمی هیچ مشکلی در آن وجود ندارد.
بسیاری از افراد تصور می‌کنند کیفیت رابطه جنسی به آنچه در اتاق خواب اتفاق می‌افتد وابسته است در حالی که کیفیت رابطه جنسی معمولا مدت‌ها قبل از رسیدن به اتاق خواب تعیین شده است در نحوه نگاه کردن به یکدیگر، در نوع گفت‌وگوها، در احساس امنیتی که میان دو نفر وجود دارد و در میزان آزادی‌ای که هر فرد برای بیان خواسته‌هایش تجربه می‌کند زمانی که فرد احساس کند می‌تواند بدون ترس از قضاوت شدن درباره آنچه دوست دارد آنچه آرزو می‌کند و حتی آنچه در خیال خود تجربه می‌کند صحبت کند رابطه وارد سطحی از صمیمیت می‌شود که فراتر از تماس فیزیکی است.
یکی از بزرگ‌ترین سوءتفاهم‌هایی که در روابط وجود دارد این است که افراد انتظار دارند شریک زندگی‌شان به صورت طبیعی و بدون هیچ توضیحی نیازهای آن‌ها را درک کند گویی عشق باید توانایی ذهن‌خوانی ایجاد کند اما واقعیت این است که هیچ انسانی نمی‌تواند خواسته‌ای را بشناسد که هرگز بیان نشده است به همین دلیل بسیاری از زوج‌ها سال‌ها در کنار هم زندگی می‌کنند اما هنوز نمی‌دانند چه چیزی واقعا طرف مقابل را هیجان‌زده می‌کند چه چیزی او را به وجد می‌آورد و چه چیزی باعث می‌شود احساس خواسته شدن و ارزشمند بودن داشته باشد نه به این دلیل که به یکدیگر اهمیت نمی‌دهند بلکه به این دلیل که هرگز درباره این موضوعات گفت‌وگو نکرده‌اند.
در دنیای روابط عاطفی و جنسی، کلمات نقش بسیار بزرگ‌تری از آن چیزی دارند که معمولا تصور می‌شود کلمات فقط وسیله انتقال اطلاعات نیستند کلمات می‌توانند میل را شکل بدهند اشتیاق را افزایش دهند احساس امنیت ایجاد کنند و حتی به فرد کمک کنند خودش را از زاویه‌ای تازه تجربه کند زمانی که دو نفر درباره خواسته‌های جنسی، نیازهای عاطفی و فانتزی‌های خود صحبت می‌کنند در واقع فقط در حال رد و بدل کردن چند جمله نیستند آن‌ها در حال باز کردن درهایی هستند که به عمیق‌ترین بخش‌های شخصیتشان منتهی می‌شود.
فانتزی‌های جنسی بخش طبیعی ذهن انسان هستند ذهن انسان برای تخیل ساخته شده است همان ذهنی که آینده را تصور می‌کند رویا می‌سازد و داستان خلق می‌کند در حوزه جنسی نیز تصاویر و سناریوهایی را می‌آفریند که لزوما قرار نیست همگی در واقعیت اتفاق بیفتند اما همین فانتزی‌ها می‌توانند منبع مهمی برای شناخت خواسته‌ها، هیجان‌ها و نیازهای پنهان انسان باشند مشکل زمانی ایجاد می‌شود که افراد از صحبت کردن درباره این بخش از وجود خود احساس شرم کنند و سال‌ها بخشی از هویت جنسی خود را پنهان نگه دارند.
در بسیاری از روابطی که با گذشت زمان دچار یکنواختی می‌شوند مشکل اصلی از بین رفتن عشق یا کاهش جذابیت نیست آنچه از بین می‌رود کنجکاوی است دو نفر دیگر درباره دنیای درونی یکدیگر سوال نمی‌پرسند دیگر نمی‌خواهند کشف کنند طرف مقابل چه احساسی دارد چه چیزی او را هیجان‌زده می‌کند و چه آرزوهایی در ذهن او جریان دارد بنابراین رابطه به تدریج قابل پیش‌بینی می‌شود و هر جا پیش‌بینی‌پذیری بیش از حد وارد شود اشتیاق آرام‌آرام عقب‌نشینی می‌کند.
به همین دلیل است که صمیمیت واقعی فقط در برهنه شدن بدن اتفاق نمی‌افتد صمیمیت واقعی زمانی شکل می‌گیرد که ذهن نیز برهنه شود زمانی که دو نفر بتوانند بدون ترس، بدون خجالت و بدون نگرانی از قضاوت شدن درباره خواسته‌ها، نیازها، ترس‌ها، تمایلات و فانتزی‌های خود حرف بزنند در آن نقطه است که رابطه از یک ارتباط معمولی فراتر می‌رود و به فضایی تبدیل می‌شود که در آن دو نفر نه فقط بدن یکدیگر، بلکه دنیای درونی یکدیگر را نیز لمس می‌کنند …


برگشت به صفحه مقالات جنسی

برگشت به خانه