
اوبسکورانیسم به گرایشی اطلاق می شود که مردم را عمدا و آگاهانه در جهل و نادانی نگه می دارد و مانع تفکر مستقل آنها می شود.
اوبسکورانیسم مردم را در مرحله باور به قوای ماورای طبیعی میخکوب می کند.
نمونه بارز و معاصر اوبسکورانیسم، طالبانیسم و فرم های فوندامنتالیستی و مذهبی مشابه است.
شین میم شین
تمامیّتخواهی، یا توتالیتاریسم ، اصطلاحی در علوم سیاسی و توصیفگر نوعی از حکومت است که معمولاً دارای این شش ویژگی است:
۱- یک ایدئولوژی کلّی
۲- سیستم تک حزبی متعهّد به آن ایدئولوژی کلّی که معمولاً توسط یک نفر رهبری میشود
۳- دارای پلیس مخفی گسترده
۴- انحصار اقتصادی که ممکن است لزوماً و بهطور مستقیم توسّط حزب صورت نگیرد
۵- انحصار وسایل ارتباط جمعی
۶- انحصار در سلاحهای مورد استفاده
این نوع حکومتی به نوبهٔ خود به گونههای مختلفی تقسیم میشود که از جمله میتوان به خودکامگی، استبداد، جبّاریّت، حکومت مطلقه، یکّهسالاری و … اشاره نمود.
نمونههایی چون نازیسم، حکومت مطلقهٔ فقیه در ایران، فاشیسم، مائوئیسم و لنینیسم در حقیقت زیرگونههای این گونههای حکومتی است.
آلمان نازی یکی از حکومتهای تمامیتخواه مرده و معروفترین نظام تمامیتخواه تاریخ بشر محسوب میشود.
اتحاد جماهیر شوروی نیز یکی از نظامهای تمامیتخواه در کنار آلمان نازی بود و مطابق گزارش سال ۲۰۱۵ خانه آزادی و گزارشگران بدون مرز بیشتر کشورهای خارج شده از اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی مانند جمهوری آذربایجان همچنان در خفقان مطبوعاتی و نبود آزادی به سر میبرند.
در این نوع حکومتها، حکومت تقریباً بر تمام شئون زندگی عمومی و رفتارهای خصوصی شهروندان نظارت و کنترل دارد.
به تعریف سیاستدانان برجسته، یک حکومتِ تمامیّتخواه میکوشد تا همهٔ جمعیّتِ زیر دستِ خود را برای تحقّق بخشیدن به اهدافِ حکومتی، بسیج کند و فعالیّتهایی که همسو با این اهداف نباشند (مانند تشکیل اتّحادیههای کارگری، نهادهای مذهبی تأییدنشده از سوی دولت یا احزاب سیاسی مخالف)، تحمّل نمیشوند.
افلاطون در کتاب جمهوری، حکومت تمامیّتخواه را از بهترین انواع حکومت دانستهاست. استالین واژهٔ تمامیّتخواه را برای توصیف حکومتش به کار برد.
حکومتهای استالین (در شوروی)، هیتلر (در آلمان)، جمهوری اسلامی (در ایران)، و موسولینی (در ایتالیا) از مهمترین نمونههای تمامیّتخواهی هستند.
نظامی سیاسی که در آن، حکومت تقریباً تمام جنبههای زندگی عمومی و خصوصی افراد را کنترل میکند. رژیمهای توتالیتر، اغلب استقرار و حفظ قدرت سیاسی را از طریق استفاده از یک ایدئولوژی فراگیر رسمی و تبلیغات فراوان حکومتی از راه رسانههایی که عمدهٔ آنها در انحصار دولت است، برقراری کیش شخصیت (مقدّس کردن یک نفر در رأس حکومت)، محدود کردن و ممانعت از بحث آزاد و نقد حاکمیّت، استفاده از فضای سانسور و استفاده از تاکتیکهای ایجاد رعب، محقّق میسازند.
کیش شخصیت پدیدهای است که در آن یک شخص با استفاده از رسانههای گروهی و تبلیغات سیاسی از خود وجههی عمومیِ آرمانی و قهرمانانهای ارائه میدهد.
دماگوژی در زبان فارسی با معادلهایی همچون #عوام_فریبی یا مردمفریبی بکار میرود …
پیروان دماگوژیسم بر این باورند که اکثریت مردم را تودههایی ناآگاه و فاقد قوه تشخیص و ادارک تشکیل میدهند که از لحاظ فرهنگی در سطح پایینی هستند و به راحتی میتوان آنان را بدون نیاز به استدلال و اقامه دلیل، و صرفاً با اتکای به القائات رسانهها و دستگاههای تبلیغاتی متنوع داخلی و خارجی، با شیوههایی بسیار ساده و احساسی فریب داد و در راهی دلخواه با خود همراه کرد!
مشهورترین و متداولترین روشهای دماگوژیستها توسل به عواطف میهنی یا مذهبی مردم برای به دست آوردن حمایت آنان و القای این نکته کلیشهای و مشهورست که آنچه ما میگوییم، سخن پذیرفته شده و قطعی و بلاتردید همه دانشمندان و خردمندان جهان است و ندانستن شما از نادانی شماست! و در نتیجه مخالفت با ما مخالفت و دشمنی با فرهنگ و تمدن است!
دماگوژی یکی از خطرناکترین و در عین حال متداولترین راهکارهای نفوذ سلطهگری و فاشیسم در میان ممالک استعمار زده، یکی از بنیادیترین عوامل ترویج خشونت و جنگ در کشورهای جهان سوم، و یکی از عوامل اصلی محرومیت و توسعه نیافتگی در جوامع عقبمانده است!
جوامعی که مهمترین مشخصه آنها، آمار پایین کتابخوانی و آمار بالای بزهکاری و تجاوز به حقوق دیگران است!
جوامعی با کتابخانههای خلوت و کلانتریها و دادگاههای شلوغ …!