دنیل دنت Daniel Dennett (۱۹۴۲-۲۰۲۴)، پروفسور و استاد بازنشستهی فلسفه در دانشگاه تافتس که به خاطر کارش در فلسفهی ذهن و طیف وسیعی از حوزههای فلسفی دیگر شهرت داشت درگذشت.
پروفسور دنت برنده جوایز متعددی از جمله جایزه ژان نیکود، جایزه ذهن و مغز و جایزه اراسموس است. او همچنین دارای فلوشیپ فولبرایت، دو بورسیه گوگنهایم و فلوشیپ در مرکز مطالعات پیشرفته در علوم رفتاری بود. پروفسور دنت که یک ملحد صریح بود، به عنوان یکی از “ چهار سوارکار آتئیسم جدید “ لقب گرفت.
از چهرههای اصلی آتئیسم جدید میتوان به ریچارد داوکینز، سام هریس، کریستوفر هیچنز و دنیل دنت اشاره کرد که در مجموع به عنوان چهار سوارکار جنبش از آنها یاد میشود.از گفته های معروف او«دین از فکر کردن جلوگیری میکند» میباشد.
https://t.me/ketab1yar
او همچنین عضو کمیته تحقیقات شکاک، برنده افتخاری اومانیست آکادمی بین المللی اومانیسم بود و از سوی سازمان اومانیست آمریکا به عنوان انساندوست سال انتخاب شد.
مناظرهی برتراند راسل و فردریک کاپلستون در باب وجود خدا. ترجمه نجف دریابندری
اهورامزدا و زردشت نیل دگراس تایسون - Neil de Grasse Tyson
سکانس ماندگار و جهانی از فیلم «باد مارا خواهد برد» ساخته عباس کیارستمی؛ افتخار ابدی سینمای ایران. کسی که سالها بعد از مرگش بود که در کشورمون شناختهتر شد. این روزا حتما دیدین که خیلی از بازیگرا و فیلمسازهای برتر دنیا از عباس کیارستمی به نیکی یاد میکنن.
این فیلم بهعنوان یکی از ۵۰ اثر برتر سینمای جهان در دهههای گذشته میلادی توسط جشنواره فیلم تورنتو انتخاب شد.
🎬The Wind Will Carry Us (1999)
دکتر ملکیان با نقل حکایت دو سالِک بودائی اشتغال ذهنی روحانیون با مسائل جنسی را به نقد میکشد.
«کریستوفر هیچنز» و روحیه آزادی خواهی در «عمر خیام»
خیام نیشابوری در رباعیاتش بهطور غیرمستقیم به نقد زهدگرایی، ریاکاری و نفاق دینی پرداخته و انسانها را به لذت بردن از لحظهها دعوت میکند.
او به جای پیروی از ظاهر دین، بر اهمیت زندگی و حقیقت درونی تأکید داشت و به شکلی فلسفی و انتقادی، با سطحینگری دینی ملاهای زمان خود مخالفت میکرد.
پروفسور ریچارد داوکینز در مصاحبه مشهوری با شبکه سی ان وقتی از او میپرسند
که اگر بعد از مرگ با خدا روبهرو شود، چه خواهد گفت، او پاسخ میدهد: «به خدا میگویم چرا خودت را پنهان کردی؟ چرا شواهد بیشتری ارائه نکردی؟»
این پاسخ بازتابی از «برهان خفا» در فلسفه دین است.
این برهان میگوید که اگر خدایی وجود داشته باشد که خواهان ایمان مردم باشد، چرا خودش را واضحتر نشان نمیدهد؟
اگر خدا خیر مطلق است و میخواهد که مردم به او ایمان بیاورند، پس چرا شواهد قطعی و بیچونوچرایی از وجودش ارائه نمیدهد؟
ریچارد داوکینز که یک بیولوژیست تکاملی و متفکری برجسته در حوزه فلسفه زیست شناسی است، در آثارش همواره به این اشاره کرده که شواهد علمی برای توضیح جهان کفایت میکنند
و نیازی به فرض وجود یک خالق نیست. بنابراین، وقتی میگوید: «چرا شواهد بیشتری ارائه نکردی؟»،
درواقع دارد از دیدگاه خودش استدلال میکند که اگر خدایی وجود داشت، نشانههای واضحتری از خود نشان میداد.
آرش نراقی: خداباوران بی خدا!
مذاهب دنیا در طی سالهای مختلف
ثروتمندترین سازمان ها مذهبی هستند: نمونه آلمان
فلسفه شخصی اینشتن در باره زندگی
از اُشو فیلسوف هندی پرسیده میشه: آیا به خدا ایمان داری؟
لائیسته: جدائی دین از سیاست
یووال نوح هراری: چرا دین برای میلیاردها مردم جذابه؟
هیوا صالح زاده: آیا اعراب کودکان دختر خود را زنده زنده بگور میکردند؟
گفتگو با محسن رنانی استاد دانشگاه در باره تاریخ شیعه و خرافات در ایران
هویت ملی ایرانیان: در کانون تلاقی اندیشهها
از زمان آغاز ورود اندیشهٔ مدرنیته به ایران، تلاش برای بازتعریف هویت ایرانی به یکی از چالشهای بنیادین اندیشمندان، متفکران و سیاستمداران ایرانی تبدیل شده است. این تلاش، مسیری پرفراز و نشیب از اندیشهٔ روشنگرانه و تلاش برای تجدد آمرانه با هدف شباهت یافتن به غرب، تا انقلاب اسلامی و کوشش برای تعریفی از هویت ایرانی ذیل مفهوم اسلامی-امتی را پیموده است. در تمام این مسیر، ما درگیر اندیشهورزی برای پاسخ به معمای هویت ملی ایرانیان بودهایم.
مصطفی ملکیان در این باره به نکتهای ظریف اشاره میکند: اندیشهٔ ما از نقطهٔ صفر آغاز نشده است؛ بلکه بخش قابل توجهی از اندیشهٔ اسلامی، ریشههایی در شرق هند و غرب یونان دارد. برای مثال، عرفان و تصوف ایرانی تا حد زیادی وامدار آموزههای رواقیون و اندیشههای شرقی است؛ تفکراتی که از دل سنتهای هندی و ایرانی برخاسته و سپس در جهان اسلام تداوم یافتهاند.
اما نکتهٔ عمیقتر در تحلیل ملکیان، قرار گرفتن ایران در کانون جهان است؛ سرزمینی که مرزهای شرقیاش، آغازگر شرق و مرزهای غربیاش، دروازهٔ غرب بودهاند. ایران از دیرباز، نه فقط از منظر جغرافیا، بلکه از حیث ذهن، فلسفه و معنا، نقطهی اتصال شرق و غرب، شمال و جنوب بوده است.
اگر ایران را با این درک، یعنی محور تعادل و پیوند تمدنها، بازتعریف کنیم؛ درک ما از ژئوپلیتیک، سیاست و حتی هویت ملی دگرگون خواهد شد. ما در مرکز دیالکتیک اندیشهها قرار داریم، با هویتی منحصر به فرد و تاریخی. ما مرکز گفتوگوی تمدنها و اندیشهها هستیم.
این تعریف میتواند پاسخی به معمای چند صدسالهٔ هویت ملی مدرن ایرانیان باشد: کاشی رنگارنگ فرهنگهایی که ایران را شکل دادهاند.
مشکل زن جوان محجبه ترکیهای برای آموزش پزشکی
تاریخچه ختنه
پیش از هر چیز، حرف من اینه انسان فقط و فقط یک مالکیت واقعی داره « بدنش» نه ثروت نه هیچ مفاهیم مالیکت و میراث دیگه ای به معنای اصیل کلمه «متعلق» به ما نیستن تنها چیزی که از آغاز تا پایان سفر زندگی همراه ماس همین بدن است همین هم در بسیاری فرهنگها به اسم دین، قبیله، خانواده و گاهی حتی قانون به گرو گرفته میشه من از حق مالکیت بدن حرف میزنم حقی که هیچکس، هیچکس، حق ندارد از انسان بگیره اگر کسی تصمیمی درباره بدنش میگیرد تتو، ختنه، جراحی، تغییر، یا حتی دستنزدن این حق، فقط و فقط مال خودشه نه پدر، نه مادر، نه قبیله، نه دین، نه سنت، نه قانون و نه هیچ قدرت دیگه ای حق ندارد برای بدن انسان دیگری تصمیم بگیرد. بدن، اولین و آخرین مرز آزادی انسانه هرجا این مرز شکسته شد آگاه باش که در اون سرزمین انسان دیگر «صاحب خودش» نیست