banner

نکات متنوع در باره رفتار

words

success

dusting

Moslow

هرم مازلو: مردم میل ذاتی به خودشکوفایی دارند. با این حال، برای دستیابی به این هدف نهایی، تعدادی نیاز اساسی دیگر باید برآورده شود، که شامل نیاز به غذا، ایمنی، عشق و عزت نفس است.

برای بحث مفصل و جالب در باره هرم مازلو روی هرم زیر کلیک کنید (سایت www.farsi1.eu):





فرد مثبت در تقابل با فرد منفی

فرد مثبت همیشه برنامه دارد.
فرد منفی همیشه بهانه دارد.

فرد مثبت در کنار هر سنگی سبزه‌ای میبیند.
فرد منفی در کنار هر سبزه‌ای سنگی میبیند.

فرد مثبت برای هر مشکلی راهکاری میابد.
فرد منفی برای هر راهکاری مشکلی میبیند.

فرد مثبت میگوید اجازه بده انجام پذیر است.
فرد منفی میگوید نمی توانم، انجام پذیر نیست.

فرد مثبت همیشه با صبر مشکلات را حل می‌کند.
فرد منفی همیشه با خشم مشکلات را زیاد میکند.


همیشه مثبت باشید



⭕️ شما باید تغییر مسیر بدید

کشتی جنگی برای آموزش نظامی چند روزی در دریا بود هوا بشدت طوفانی و مه آلود شد و فرمانده دستور داد به سمت ساحل برگردند.

دید خیلی کم بود و در کار دستگاه های کشتی اختلال ایجاد شده بود در نیمه های شب دیدبان به فرمانده گزارش داد که درست در روبروی ما نوری دیده می شه و احتمال داره به هم برخورد کنیم.

فرمانده به مامور ارسال علائم گفت:

بهشون علامت بده که رو در روی هم هستیم و باید سریعا بیست درجه تغییر مسیر بدید.

پاسخ این بود:

شما باید تغییر مسیر بدید.

علامت بعدی ارسال شد.

من فرمانده ناو جنگی هستم و به شما اخطار می کنم هر چه زودتر بیست درجه تغییر مسیر بدید.

پاسخ همان بود، شما باید تغییر مسیر بدید.

فرمانده که خیلی عصبانی شده بود گفت

اعلام کنید که این آخرین اخطاره پس قبل از اینکه دچار حادثه ای بشید تغییر مسیر بدید.

پاسخ دریافت شد.

اینجا فانوس دریائی است اگر دوست داشتید شما تغییر مسیر بدید.

و کشتی جنگی بلافاصله مجبور به تغییر مسیر شد …

توی زندگی خیلی از مواقع شرایط محیطی آنچنان تغییری نمیکنن بلکه شما باید هر لحظه آماده تغییر باشی.



کامل نبودن

هرگاه کمال‌گرایی‌ام گُل می‌کند و می‌خواهم همه چیز را تحت کنترل داشته باشم، این بیت از شعر "لئونارد کوهن" را بیاد می‌آورم که می‌گوید: "هرچیزی تِرَک و شکافی دارد" و از همین‌جاست که نور بدرون رخنه می‌کند.

اما کمال‌گرا تلاش می‌کند درزها را بپوشاند تا همه چیز بی‌عیب و نقص باشد!

این شعر به من کمک می‌کند تا زیبایی تَرَک‌ها (خانه نامرتب، دستنوشته غلط‌دار، لباس تنگ) را از یاد نبرم و فراموش نکنم که نقص، بی‌کفایتی نیست! نقایص به ما یادآور می‌شوند که در این ماجرا همه باهم سهیم هستیم، ناقص و ناکافی اما با هم!



تلاش كنيم تا در پنج زمينه زير، هر روز حداقل يک درجه پيشرفت كنيم:

١) تسلط بر جسم: ورزش، تغذيه، كنترل وزن، رسيدگی به ظاهرتان، ترک سيگار، الکل و وابستگی‌های جسمانی ديگر.

٢) تسلط بر هيجانات: خشم، پرخاشگری، عصبانيت، افسردگی، دمدمی مزاجی، نااميدی، خوشی‌های بی اساس، لذت جويی با پيامدهای منفی.

٣) تسلط بر مسائل مالی: تعادل بين دخل و خرج، اقتصاد در مصرف و مديريت مالی زندگی.

۴) تسلط بر زمان: مديريت زمان، جلو افتادن از برنامه ها، پيگيری كارها و به موقع عمل كردن.

۵) تسلط بر روابط: مديريت روابط بين فردی و اجتماعی خود با ديگران (دوستان، خانواده، فاميل و رفت و آمدهای ديگر)



mirror

زندگی در جهانی را تصور کن که در آن آیینه نباشد. تو درباره ی صورتت خیالبافی می‌کنی و تصورت این است که صورتت بازتاب آن چیزی است که در درون تو است. و بعد وقتی چهل ساله شدی ، کسی برای اولین بار آیینه‌ای در برابرت می‌گیرد وحشت خودت را مجسم کن! تو صورت یک بیگانه را خواهی دید و به روشنی به چیزی پی خواهی برد، که قادر به پذیرفتنش نیستی. صورت تو ، خودِ تو نیست …

~ میلان کوندرا، کتاب: جاودانگی


عادات ساده افراد به طرز شگفت انگیزی جذاب

تسلط بر هنر گوش دادن فعال

قدرت یک لبخند واقعی

اعتماد به نفس از طریق وضعیت بدنی خوب

نقش نظافت شخصی

تابش مثبت و خوش بینی

اشتیاق و اشتیاق

جذابیت قدردانی واقعی

گیرایی گفتگوهای معنادار

تأثیر رفتار مهربانانه

متعادل کردن اعتماد به نفس با فروتنی



don't judge

قضاوت نکن زندگی برای هیچ کس آسان نیست، همه مشکلات دارند. شما هرگز نمی دانید مردم در حال گذر از چه مصائبی هستند. بنابراین، قبل از شروع قضاوت، انتقاد یا تمسخر دیگران، به یاد داشته باشد هر کس در نبرد خودش می جنگد



sleep fix

چگونه بطور واقعی خوابت را تنظیم کنی

تغیرات یک مرتبه ای:



small savings

پس انداز ۸ دلار در روز = ۳۰۰۰ دلار در سال

خواندن ۲۰ صفحه در روز = ۳۰ کتاب در سال

راه رفتن ۱۰۰۰۰ قدم در روز = ۷۰ ماراتُن در سال

قدرت عادت های کوچک را هیچگاه دست کم نگیر



molaghat ba khod

به محض آرام شدن دریای درون، کشتی های آگاهی و حقیقت از راه می رسند. نتیجه ملاقات ما با فرد دیگری این است که میتوانیم در دیگری خود را ملاقات کنیم.



Oriana Fallaci

سخنان اُریانا فالاچی در باره عادت

عادت، ناجوانمردانه‌ترین بیماریست،

زیرا هر بداقبالی را به ما می‌قبولاند،

هر دردی را و هر مرگی را.

در اثر عادت،

در کنار افرادِ نفرت انگیز زندگی می‌کنیم،

به تحمل زنجیرها رضا می‌دهیم،

بی‌عدالتی‌ها و رنج‌ها را تحمل می‌کنیم.

به درد، به تنهایی و به همه‌چیز تسلیم می‌شویم.

عادت، بی‌رحم‌ترین زهر زندگیست.

زیرا آهسته وارد می‌شود.

در سکوت کم کم رشد می‌کند و از بی‌خبری ما سیراب می‌شود و وقتی کشف می‌کنیم که چطور مسمومِ آن شده‌ایم، می‌بینیم که هر ذرّه بدنمان با آن عجین شده است، می‌بینیم که هر حرکت ما تابع شرایط اوست و هیچ داروئی هم درمانش نمی‌کند.

یک_مرد

~ اوریانا فالاچی



oriana FallaciUOMO

مرد بودن یعنی کسی شدن!

کوچولو! سعی کن بفهمی مرد بودن فقط این نیست که یه دُم جلوت داشته باشی! مرد بودن یعنی کسی شدن! برای من مهمه که تو کسی باشی! آدم بودن عبارت قشنگیه چون فرقی بین زن و مرد, بین اون که دُم داره و اون که دُم نداره نمی ذاره! قلب و مغز آدما جنیست نداره. هیچ وقت به زور از تو نمی خوام که چون مردی یا زنی باید فلان کار رو داشته باشی. فقط دو تا چیز از تو می خوام. یکی این که از معجزه‌ی به دنیا اومدن تمام استفاده رو ببری و دومی این که هیچ وقت تن به پستی ندی. پستی یه جونور خون خواره که همیشه سر راهمون کمین کرده. ناخوناش رو به بهانه هایی مثل مصلحت و عقل و احتیاط تو تن تمام آدما فرو می کنه و کم تر کسی هست که جلوش تاب بیاره. آدما تو خطر پست می شن. وقتی خطر از سرشون گذشت دوباره میرن تو جلد خودشون! هیچ وقت نباید خودت‌رو وقت رو به رو شدن با خطر گم کنی، حتی اگه ترس تموم جونت رو گرفته باشه.

~ اوریانا فالاچی

روزنامه نگار و مصاحبه‌گر ایتالیائی ۱۹۳۰-۲۰۰۷



داستان کوتاه امشب

ﻣﺮﺩﯼ ﻗﻮﯼ ﻫﯿﮑﻞ ﺩﺭ یک ﭼﻮﺏ‌‌ ﺑﺮﯼ ﺍﺳﺘﺨﺪﺍﻡ ﺷﺪ ﻭ ﺗﺼﻤﯿﻢ ﮔﺮﻓﺖ ﺧﻮﺏ ﮐﺎﺭ ﮐﻨﺪ. ﺭﻭﺯ ﺍﻭﻝ ۱۸ ﺩﺭﺧﺖ ﺑﺮﯾﺪ، ﮐﺎﺭﻓﺮﻣﺎﯾﺶ ﺑﻪ ﺍﻭ ﺗﺒﺮﯾﮏ ﮔﻔﺖ ﻭ ﺍﻭ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺍﺩﺍﻣﻪ ﮐﺎﺭ ﺗﺸﻮﯾﻖ ﮐﺮﺩ. ﺭﻭﺯ ﺑﻌﺪ ﺑﺎ ﺍﻧﮕﯿﺰﻩ ﺑﯿﺸﺘﺮﯼ ﮐﺎﺭ ﮐﺮﺩ، ﻭﻟﯽ ۱۵ ﺩﺭﺧﺖ ﺑﺮﯾﺪ. ﺭﻭﺯ ﺳﻮﻡ ﺑﯿﺸﺘﺮ ﮐﺎﺭ ﮐﺮﺩ، ﺍﻣﺎ ﻓﻘﻂ ۱۰ ﺩﺭﺧﺖ ﺑﺮﯾﺪ. ﺑﻪ ﻧﻈﺮﺵ ﺁﻣﺪ ﮐﻪ ﺿﻌﯿﻒ ﺷﺪﻩ ﺍﺳﺖ. ﭘﯿﺶ ﮐﺎﺭﻓﺮﻣﺎﯾﺶ ﺭﻓﺖ، ﻋﺬﺭ ﺧﻮﺍﺳﺖ ﻭ ﮔﻔﺖ : ﻧﻤﯿﺪﺍﻧﻢ ﭼﺮﺍ ﻫﺮ ﭼﻪ ﺑﯿﺸﺘﺮ ﺗﻼﺵ ﻣﻦ ﮐﻨﻢ، ﺩﺭﺧﺖ ﮐﻤﺘﺮﯼ ﻣﯽ ﺑﺮﻡ. ﮐﺎﺭﻓﺮﻣﺎﯾﺶ ﭘﺮﺳﯿﺪ: ﺁﺧﺮﯾﻦ ﺑﺎﺭ ﮐﯽ ﺗﺒﺮﺕ ﺭﺍ ﺗﯿﺰ ﮐﺮﺩﯼ؟ ﺍﻭ ﮔﻔﺖ: ﺑﺮﺍﯼ ﺍﯾﻦ ﮐﺎﺭ ﻭﻗﺖ ﻧﺪﺍﺷﺘﻢ، ﺗﻤﺎﻡ ﻣﺪﺕ ﻣﺸﻐﻮﻝ ﺑﺮﯾﺪﻥ ﺩﺭﺧﺘﺎﻥ ﺑﻮﺩﻡ.

«‌پ ن»

ﺭﺍﺯ ﻣﻮﻓﻘﻴﺖ ﺩﺭ ﺯﻧﺪﮔﻲ ﻫﻤﻴﻦ ﻧﻜﺘﻪ ﻫﺎﻱ ﻇﺮﻳﻒ ﺍﺳﺖ، ﻓﻜﺮ، ﺟﺴﻢ، ﺭﻭﺡ ﺑﺎﻳﺪ ﺑﻪ ﺭﻭﺯ ﺷﻮﻧﺪ. در هیاهوی زندگی وقتی رو برای مطالعه، آرامش، در کنار خانواده بودن و تفریح قرار بدیم. دوست عزیز هر چندوقت تبر زندگیتو تیز کن.



امروز یه جوابی شنیدم که لال شدم!

بهش گفتم چرا مصاحبه قبول شدی ولی سرکار نرفتی؟ می‌دونم حقوقش کمه اما از هیچی بهتره، فعلا موقتی برو تا بعدا شغل مناسبی پیدا کنی. یه نگاهی بهم کرد و بعد از چند ثانیه سکوت گفت: عزتی که توی "هیچ" هست رو با "کم" معامله نمیکنم.

اول هنگ کردم بعد دیدم واقعا درست میگه. گاهی اوقات "هیچ" از "کم" بهتره. هنوز جمله قبلی رو هضم نکرده بودم که توضیح داد:

"کم" مثل اعتیاده. آلوده ات میکنه. ترسو میشی. به کم وابسته میشی. بعد از یه مدت به هر خفتی تن میدی تا همین مبلغ رو ازت نگیرن. بال پریدنت رو میچینه. آروم سرم رو به نشانه تایید تکون دادم و خیلی سوسکی رادیو ماشین رو روشن کردم و کاملا بیربط گفتم: هواشناسی میگه قراره برف بیاد.



Marquez

♻️حاصل عمر گابریل گارسیا مارکز (نویسنده بزرگ کلمبیایی)

از زبان خودش:

  • در ۱۵ سالگی آموختم كه مادران از همه بهتر می‌دانند، و گاهی اوقات پدران هم.
  • در ۲۰ سالگی یاد گرفتم كه كار خلاف فایده‌ای ندارد، حتی اگر با مهارت انجام شود.
  • در ۲۵ سالگی دانستم كه یك نوزاد، مادر را از داشتن یك روز هشت ساعته و پدر را از داشتن یك شب هشت ساعته، محروم می‌كند.
  • در ۳۰ سالگی پی بردم كه قدرت، جاذبه مرد است و جاذبه ، قدرت زن.
  • در ۳۵ سالگی متوجه شدم كه آینده چیزی نیست كه انسان به ارث ببرد؛ بلكه چیزی است كه خود می‌سازد.
  • در ۴۰ سالگی آموختم كه رمز خوشبخت زیستن، در آن نیست كه كاری را كه دوست داریم انجام دهیم؛ بلكه در این است كه كاری را كه انجام می‌دهیم دوست داشته باشیم.
  • در ۴۵ سالگی یاد گرفتم كه ۱۰ درصد از زندگی چیزهایی است كه برای انسان اتفاق می‌افتد و ۹۰ درصد آن است كه چگونه نسبت به آن واكنش نشان می‌دهند.
  • در ۵۰ سالگی پی بردم كه كتاب بهترین دوست انسان و پیروی كوركورانه بد ترین دشمن وی است.
  • در ۵۵ سالگی پی بردم كه تصمیمات كوچك را باید با مغز گرفت و تصمیمات بزرگ را با قلب.
  • در ۶۰ سالگی متوجه شدم كه بدون عشق می‌توان ایثار كرد اما بدون ایثار هرگز نمی توان عشق ورزید.
  • در ۶۵ سالگی آموختم كه انسان برای لذت بردن از عمری دراز، باید بعد از خوردن آنچه لازم است، آنچه را نیز كه میل دارد بخورد.
  • در ۷۰ سالگی یاد گرفتم كه زندگی مساله در اختیار داشتن كارت‌های خوب نیست؛ بلكه خوب بازی كردن با كارت‌های بد است.
  • در ۷۵ سالگی دانستم كه انسان تا وقتی فكر می‌كند نارس است، به رشد وكمال خود ادامه می‌دهد و به محض آنكه گمان كرد رسیده شده است، دچار آفت می‌شود.
  • در ۸۰ سالگی پی بردم كه دوست داشتن و مورد محبت قرار گرفتن بزرگترین لذت دنیا است.
  • در ۸۵ سالگی دریافتم كه همانا زندگی زیباست.


  • zehniat

    ذهن باز . . .

    کسی که فقط چکُش در اختیار دارد، همه ی دنیا را میخ می‌بیند !

    تماشای مداومِ یک رسانه یا شبکه ی خبری خاص، مطالعه ی پیوسته ی کتاب‌ها یا نشریات خاص، گوش کردنِ مداومِ یک سخنرانیِ خاص، شرکت کردنِ مداوم در یک گروه سیاسی یا فکری یا مذهبیِ خاص، و به تعبیر بهتر، مسدود کردن ورودی‌های مغز به روی تنوعات فکریِ عالَم، و فقط یک مَجرا را برای طرز فکر خاصی باز گذاشتن، به تدریج و چه‌بسا ناخواسته و نادانسته، فرد را به یک رُباتِ برنامه‌ ریزی شده توسط دیگران (به ویژه صاحبان زَر و زور) تبدیل می‌کند.

    زندگیِ انسانی، یعنی باز کردنِ مجراهای مختلف در ذهن، و مواجه ی آگاهانه و فعالانه و نقادانه با طرز تفکرات مختلف ...

    آبراهام مزلو



    Epictetus



    hoarding

    وقتی به چیزی برمی‌خورید که نمی‌توانید از آن دل بکنید، با دقت به هدف واقعی آن در زندگی‌تان فکر کنید. شگفت‌زده خواهید شد از اینکه چقدر از چیزهایی که دارید، قبلاً نقش خود را ایفا کرده‌اند. با قدردانی از نقش آن‌ها و رها کردنشان با سپاس، می‌توانید واقعاً چیزهایی که مالک آن‌ها هستید و زندگی‌تان را منظم کنید. در نهایت، تنها چیزهایی باقی می‌مانند که واقعاً برایتان ارزشمند هستند. برای اینکه بتوانید چیزهای مهم را واقعاً گرامی بدارید، ابتدا باید آن‌هایی را که دیگر کاربرد خود را از دست داده‌اند، دور بریزید.

    ~ماری کوندو



    mard karzar

    مرد کارزا

    مرد کارزار باید که ترس را به خود راه ندهد و نفس را در ارتکاب کارهای بزرگ حریص گرداند و دل را بر تحمل شدائد و آلام به جهت ترقی بر مدارج عظمت و احتشام ترغیب نماید تا صیت صولتش در همه آفاق منتشر گردد و آوازه سطوت و شوکتش در اقطار عالم همچون مثل سائر و دائر شود .و آنکه اهل شرافت و مردمی باشد ، مرگ در نیکنامی را بهتر از زندگی در بدنامی شناسد .

    مرا نام باید که گردد بلند

    که از نام گردد کسی ارجمند



    به مردی شود نام آزاده فاش

    چو نام نکو هست جان گو مباش

    ………

    بن مایه : اخلاق محسنی

    نگارش ؛ کمال الدین حسین بن علی کاشفی سبزواری

    ( قرن نهم هجری )

    ( فارسی اول دبیرستان … وزارت فرهنگ ...۱۳۲۸ )

    صیت: آوازه و نیکنامی

    سائر و دائر: مشهور و منتشر



    Epicteus

    اپیکتتوس، فیلسوف رواقی یونانی، به خاطر آموزه‌هایش در مورد مسئولیت‌پذیری شخصی، آزادی درونی و تاب‌آوری شناخته شده است. در اینجا برخی از مشهورترین گفته‌های او آورده شده است:

    ۱. «مهم نیست چه بر سرتان می‌آید، مهم این است که چگونه به آن واکنش نشان می‌دهید.» بر اهمیت نگرش و طرز فکر در رویارویی با چالش‌های زندگی تأکید دارد.

    ۲. «ثروت در داشتن دارایی‌های زیاد نیست، بلکه در داشتن خواسته‌های کم است.» بر ارزش قناعت و سادگی به جای ثروت مادی تأکید می‌کند.

    ۳. «انسان آنقدر که از اضطراب‌های خیالی خود درباره مشکلات واقعی نگران است، از خود مشکلات واقعی نگران نیست.» به تمرکز بر واقعیت به جای غرق شدن در ترس‌های خیالی تشویق می‌کند.

    ۴. «ابتدا به خودت بگو می‌خواهی چه کسی باشی؛ و سپس آنچه را که باید انجام دهی، انجام بده.» بر لزوم انضباط شخصی و همسو کردن اعمال با ارزش‌های فردی تأکید دارد.

    ۵. «کسی که ارباب خودش نیست، آزاد نیست.» استدلال می‌کند که آزادی حقیقی از کنترل نفس و تسلط بر امیال ناشی می‌شود.

    ۶. «کسی که به خودش می‌خندد، هرگز چیزی برای خندیدن کم نمی‌آورد.» از فروتنی و توانایی جدی نگرفتن بیش از حد خود دفاع می‌کند.

    ۷. «از آنچه در توان داری بهترین استفاده را ببر و باقی را همان‌طور که اتفاق می‌افتد بپذیر.» پذیرش چیزهایی که خارج از کنترل ما هستند و تمرکز بر تلاش‌های خودمان را ترویج می‌کند.

    ۸. «اگر می‌خواهی پیشرفت کنی، به اینکه نادان و احمق پنداشته شوی، راضی باش.» به فروتنی و تمایل به یادگیری و رشد، حتی به قیمت قضاوت دیگران، تشویق می‌کند.

    فلسفه اپیکتتوس حول محور خودآگاهی، پذیرش چالش‌های زندگی، و این باور می‌چرخد که رشد شخصی از درون نشأت می‌گیرد.



    Your room

    برای اتاق خود ارزش قائل شوید. اتاق شما بعد از بدنتان دومین معبد مقدس روح شماست. ناخودآگاه، اتاق ما تاثیرات حیرت انگیزی بر سلامت روح و روان ما دارد. زندگی در یک فضای نامرتب و نامنظم به صورت ناخودآگاه باعث میشود که احساس ناامیدی و شکست کنید. این میتواند ارتعاش شما را پایین بیاورد و شما را نگران و مضطرب کند.



    HaimG-Ginott

    من به این نتیجه وحشتناک رسیده‌ام که عنصر تعیین‌کننده من هستم. این رویکرد شخصی من است که فضا را ایجاد می‌کند. این حال و هوای روزانه من است که آب و هوا را می‌سازد. من قدرت عظیمی برای بدبخت کردن یا شاد کردن زندگی دارم. من می‌توانم ابزار شکنجه باشم یا الهام‌بخش، می‌توانم تحقیر کنم یا شوخی کنم، آزار دهم یا شفا بخشم. در همه موقعیت‌ها، این واکنش من است که تعیین می‌کند آیا بحران تشدید می‌شود یا کاهش می‌یابد، و یک فرد انسانی می‌شود یا غیرانسانی.

    اگر با مردم آن‌گونه که هستند رفتار کنیم، آنها را بدتر می‌کنیم. اگر با مردم آن‌گونه که باید باشند رفتار کنیم، به آنها کمک می‌کنیم تا به آنچه توانایی تبدیل شدن به آن را دارند، برسند.

    ~ حاییم جی. گینات



    شوپنهاور

    آدمی شعورِ خویش را با نگفتن نشان دهد، نه با گفتن

    همه‌ی امورِ شخصی را باید چون رازی نگاه‌داریم به‌طوری که آشنایان جز آنچه به چشم می‌بینند، به آن واقف نشوند. زیرا آگاهیِ آنان از امورِ بسیار بی‌اهمیت هم ممکن است در زمان و شرایط خاص، باعث زیانِ ما شود. به طور کلی صلاح در این است که آدمی شعورِ خویش را با نگفتن نشان دهد، نه با گفتن؛ زیرا سکوت از هوشمندی است و گفتن از خودپسندی. امکانِ پیش آمدنِ هر دو به یک اندازه است، اما غالبا ارضای گذرایی را که گفتن به همراه می‌آورد، به فایده‌ی دراز مدتی که سکوت ضامنِ آن است رجحان میدهیم. حتی به منظور سبک کردنِ بارِ دل، نباید فکر خود را به صدای بلند گفت، کاری که اشخاصِ پرتحرک می‌کنند. مبادا که عادت شود. زیرا در اثر این‌کار، فکر و گفتار چنان با یکدیگر عجین میشوند که به تدریج، سخن گفتن با دیگران به فکر کردن با صدای بلند تبدیل میشود، حال آنکه اقتضای هوشمندی است که میانِ فکر و گفتار شکافی عمیق نگه داشته شود.

    کتاب یار @ketab1yar لینک تلگرام
    #در_باب_حكمت_زندگی
    #آرتور_شوپنهاور


    آدم مست

    مراحل مختلف مستی

    ۳ مرحله مستی داریم و هر مرحله ۳ فاز داره:
    مرحله اول: روشن، شنگول، میزون
    مرحله دوم: مست، بدمست، سیاه مست
    مرحله سوم: پاتیل، اوراق، جنازه!




    برگشت به صفحه نکات

    برگشت به خانه