وظیفه فرهنگستان زبان و ادب فارسی، معادلسازی برای واژههای بیگانهای است که به دایره لغات ما ایرانیان وارد میشود. این وظیفه، با توجه به این که امروزه ما در جهانی زندگی میکنیم که به واسطه فضای مجازی و دنیای ارتباطات، آن مرز سفت و محکمی که در روزگاران قدیم به دور فرهنگها و جغرافیای مختلف کشیده شده بود عملا شکسته شده است، تبدیل به وظیفهای بسیار خطیر و دشوار شده است. چرا که اطلاعات به شکلی سیال و آزادانه بین آدمها در حال تبادل است.
سختی و پیچیدگی این وظیفه زمانی خود را نشان میدهد که اهالی فرهنگستان زبان و ادب فارسی نه تنها باید هوشمندانه واژهگزینی کنند، بلکه انتظار میرود واژگانی که انتخاب میکنند در بین مردم و فرهنگ عامه جا بیفتد و مورد استفاده قرار بگیرد. به عبارت دیگر، خلق واژهای جدید از گنجینه زبان فارسی یک مسئله است که بلاخره کم و بیش در حال انجام است، مقبول افتادن آن واژه در بین عموم مردم یک مسئله دیگر که به نظر میرسد مشکل همین جا نهفته است.
از این رو که در دل هر طنزی یک واقعیتی نهفته است، با یادآوری واژههایی که از واژگان پیشنهادی فرهنگستان زبان و ادب فارسی نبودند و به شوخی و طعنه در بین مردم رواج یافته بودند، یک زنگ خطری به صدا درمیآید و واقعیت مهمی برای ما آشکار میشود. آن واقعیت مهم از این قرار است که واژگانی که انتخاب میشوند، با مردم چنان غریبه هستند که به نظر میرسد با واژه بیگانهی وارداتی احساس آشنایی و نزدیکی بیشتری میکنند. بنابراین، بسیار مهم است که فرهنگستان نهادی به نظر بیاید که از بطن جامعه خود باخبر است و نه جایی که گویی در کهکشانهای دیگر سیر میکند. به همین جهت، بخش مهمی از تلاش فرهنگستان باید صرف آن شود که با بدنه جامعه و فرهنگ عامه ارتباط نزدیکی داشته باشد. اگر چنین اتفاقی رخ ندهد، واژه های انتخابی جایی در بین مردم نخواهند داشت و حتی ممکن است تنها دست مایه خنده و سرگرمی شوند.
در اقدام آخر فرهنگستان که برای معادلسازی واژه «بیوگرافی» در فضای مجازی رایگیری شده بود، چشمههایی از این ارتباط و تبادل نظر با مردم دیده شد که اتفاق خوب و مبارکی به حساب میآید. این ارتباط و تبادل نظر به شکلی مداوم اگر صورت گیرد، هم بخش زیادی از بار گرانی که فرهنگستان روی دوش خود حمل میکند کم میشود و هم واژههای انتخابی از مقبولیت بیشتری در بین مردم برخوردار میشوند که در نتیجه، تلاشهای فرهنگستان به بار مینشیند.
